ایندکس جدید تراوین ورژن 4

http://uplod.ir/tjshjuuuobb7/index-travian-v4.zip.htm


برچسب‌ها: ایندکس جدید تراوین ورژن 4, ایندکس 4 تراوین, ایندکس, ایندکس تراوین, ایندکس جدید تراوین
+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 و ساعت 22:34 |
دانلود اسکریپت تراوین ورژن 4.3 اماده هست و روی سایت خودمم هست 

اگه خواستید قیمتش 300 هزار تومان هست و اگه خیلی باحال بودین تخفیف هم میدم عشقشو کنید

عکس هاشم ایناهاش


برچسب‌ها: تراوین, اسکریپت تراوین, اسکریپت جدید تراوین, اسکریپت 4, 3 تراوین
+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 و ساعت 16:30 |
اين وبلاگ و سايتwww.toptra.irبه فروش ميرسد

+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 و ساعت 12:27 |
WWW.TOPTRA.IR

سلام اين سايت رو حتما برين ،خودم زدم و بدون هيچ باگي هست و اگه پليرا يا همون بازيكنا زياد باشن 

يه سرور براي اول عيد ميزارم به مدت يك هفته و 200هزار تؤمن جاييزه ميدم به اتحاد اول


برچسب‌ها: WWW, TOPTRA, IR
+ نوشته شده توسط امین در جمعه نهم اسفند 1392 و ساعت 22:10 |

http://www.bachehaiemeidone75.blogfa.com

حتما به این وبلاگ برین و نگاه کنید.                

برای خودم هست.                                     

+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 و ساعت 17:9 |
ادرس چت رومي كه من توش هستم اينه بيايين توش:

http://30tchat.ir/citychat

+ نوشته شده توسط امین در دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 و ساعت 19:42 |
به این سایت برین و هر آهنگی که میخوایین دانلود کنین.

همه ی آهنگ های به روز توی این سایت میاد.

اگه دیدین سایت فیلتر شده این کار رو بکنید:

ادرس سایت همین الان:

www.ir2seda36.org

ادرس سایت بعد از فیلتر شدن:

www.ir2seda37.org 

+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 و ساعت 23:53 |
بهترین آهنگ در ماه بهمن:

۱: emad ghavidel (راننده تاکسی)

 

۲: emad talebzadeh(همه دنیامی)

 

۳: hamid talebzade (به هم رسیدیم)

 

۴: TM Bax (لاله)

 

۵: sami beigi (این عشقه)

+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه دهم بهمن 1391 و ساعت 20:41 |

زندگی نامه ی شادمهر عقیلی:

شادمهر عقيلی متولد هفتم بهمن ماه 1351 خیابان جیهون است شماره شناسنامه اش 8601 صادره از تهران است.او در یک خانواده ی شش نفره بدنیا آمده و فرزند آخر خانواده است.دو برادرش در جنگ به شهادت رسیدند و پدرش که اهل طالقان بود در دوران نوجوانی شادمهر به دلیل بیماری سرطان درگذشت.از کودکی با دیدن سازهای موسیقی به این رشته ی هنری علاقه مند شد شادمهر از همان دوران به کارهای سخت و مشکل  علاقه ي زيادي داشت .از 10 سالگی ویلن را به عنوان ساز اصلی انتخاب کرد و از همان آغاز فعالیت موسیقی عشق و علاقه خاصی به نوازندگی و ساخت آهنگ داشت.و زیاد به سمت و سوی خوانندگی نمی رفت.مدتها در ستارخان منطقه شهرآرا ساکن بودند و بعد به جردن نقل مکان کردند بعد از اتمام مقطع راهنمایی به هنرستان موسیقی رفت و در  سال 67 از هنرستان موسیقی به اتفاق یک گروه به واحد موسیقی صدا و سیما رفت.فواد حجازی هم جزء آن گروه بود.در همانجا بود که با خشایار اعتمادی و علیرضا عصار آشنا شد.اولین ترانه ای که خواند((معبود))بود و ((بهار من))اولین کاست مستقل او.هیچ گاه نتوانست در ایران مجوز کنسرت بگیرد اما فروش کاست ((دهاتی))او بسیار بالا بود.خودش تا زمانی که از ایران برود از میان ترانه هایی که خوانده بود((هزار و یکشب)) ((یاس))و((دلخوشی)) را بیشتر دوست داشت و ترانه((آدم فروش))او را نیلوفر لاری پور و فرزاد حسنی سروده اند.هم اکنون او يكي از محبوب ترین خواننده هاي موسیقی پاپ به شمار ميرود.شادمهر به شمال کشور علاقه خاصی دارد. او بسیار محتاط و محافظه کار است وی بعد از انقلاب اولین خواننده ای بود که در سینما هم به عنوان بازیگر حضور پیدا کرد.تا قبل از اینکه بازیگر شود شاید ماهی یکبار به سینما می رفت و معتقد بود بازیگری کار دشواری نیست. می گویند برای بازی در فیلم ((شب برهنه)) سعید سهیلی حدود 20 میلیون تومان دستمزد گرفت.هرگز در زمینه موسیقی از استادی بهره نگرفت بیش از اندازه به مادرش علاقه دارد و خیلی اصرار داشت که مادر با او به آن سوی مرزها برود اما مادرش نپذیرفت.شادمهر ورزش را دوست دارد و در عرصه ورزشهای اسکی روی آب و شمشیربازی مدتها فعالیت می کرد.جودو و تکواندو هم مدتی ورزش حرفه ای او به شمار میرفتند.در دوران مدرسه هم مرتب فوتبال بازی می کرد و تا قبل از رفتن عضو ثابت تیم فوتبال هنرمندان بود.برادرزاده اش هومن هم خواننده است چندي پيش با عرشیا خواننده موسیقی پاپ رابطه  اش شكر آب شد و می گویند آدم فروش را برای او خوانده. اردیبهشت سال 80 شادمهر تصمیم گرفت از  ایران به کانادا برودو به دلیل اینکه نواختن اکثر سازها رااز سنتو و گیتار گرفته تا پیانو و ویلن و ...را بلد است توانست جایگاه ویژه ای در موسیقی ایران چه در اینجا و چه در خارج بدست آورد ولی همیشه میگوید که روزی برمیگردد و دلش برای ایران خیلی تنگ شده است.بعد از رفتنش شایعات زیادی درباره او گفته شد.از جمله اینکه زندانی شده-به بیماری روانی دچارگشته و...ولی همه اینها شایعه ای بیش او بعد از مدتی اقامت در کانادا کلاسهای آموزش گیتار و ویلن راه انداخت و اواسط سال 82 توانست یک آپارتمان در کانادا بخرد و با اجاره نشینی خداحافظی کندو آخرین جمله ای که در این زندگی نامه میتوان از شادمهر گفت این است که در سال 80 ((جان واردادرسن))خبرنگار بخش خارجی واشنگتن پست پس از دیدار از ایران مطلبی نوشت که با این جمله آغاز می شد:ایران اسلحه جدیدی در مقابل غرب به کار گرفته است "شادمهر عقیلی".البته این حرف خبرنگار خارجی بیش از حد اغراق آمیز است ولی نمیتوان گفت که خیلی هم از حقیقت به دور است.

+ نوشته شده توسط امین در دوشنبه یازدهم دی 1391 و ساعت 9:44 |
زندگی نامه ی استیون تایلر:
 
استیون تایلر (متولد 26 مارچ 1948) خواننده، شاعر و نوازنده چند آلت موسیقی است که بیشتر به عنوان عضو و خواننده اصلی گروه راک آروسمیث (Aerosmith) که در آن ساز دهنی، گاهی مواقع پیانو و پرکاشن هم می نواخت، مشهور است. او به خاطر اجراهای آکروباتیکش روی صحنه نيز معروف است. در اجراهای پرانرژی اش، او معمولا لباس های روشن و رنگارنگ می پوشد و از میکروفون ویژه اش استفاده می کند که چندین روسری از پایه اش آویزان است. در دهه 70، تایلر با حضور در آروسمیث شهرت چشمگیری پیدا کرد، اما در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80، او شدیدا معتاد به مواد مخدر و الکل شد که این از محبوبیت این گروه کم کرد.او دوره های ترک اعتیاد را در 1986 به پایان رساند و تا 12 سال دور از مواد مخدر ماند، اما دوباره معتاد به داروهای مسکن تجویز شده در دهه 2000 شد که آن را هم در سال 2009 با موفقیت ترک کرد. بعد از بازگشت چشمگیر آروسمیث در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90، تایلر دوباره محبوبیتش را به دست آورد و تبدیل به چهره شناخته شده موسیقی راک شد. در نتیجه، او به تنهایی به عنوان مهمان در فیلم ها، برنامه های تلویزیونی و آهنگ های زیادی حضور پیدا کرد، یک کتاب پرفروش نوشت و آهنگ های تنهایی بسیاری را خواند اما همچنان به ضبط کردن و اجرای موسیقی با آروسمیث تا بیش از 41 سال هم ادامه داد. او جزو لیست 100 خواننده بزرگ دنیا در مجله رولینگ استون است. در سال 2001، او به همراه آروسمیث به تالار مشاهیر راک اند رول معرفي شد. در 22 سپتامبر 2010، فاکس تأیید کرد که تایلر به عنوان یکی از داوران به همراه جنیفر لوپز و رندی جکسون به فصل 10 امریکن آیدول می پیوندد. گفته شده که داور سابق امریکن آیدول، کارا دیوگاری، به تایلر کمک کرده که این موقعیت را به دست آورد. تایلر اعلام کرده است که او برای فصل 11 به امریکن آیدول که در 18 ژانویه 2012 پخش می شود، باز خواهد گشت.
نام:
استیون تایلر
متولد:
26 مارچ 1948
شغل:
خواننده، شاعر و نوازنده ی چند آلت موسیقی
ژانر موسیقی:
راک اند رول


+ نوشته شده توسط امین در جمعه سوم شهریور 1391 و ساعت 14:48 |
زندگی نامه ی رندی جکسون:
 
رندال داریوس "رندی" جکسون (متولد 23 جون 1956) نوازنده گیتار، خواننده، تهیه کننده و مدیر موسیقی، سرمایه گذار و چهره معروف تلویزیون است. او بیشتر به خاطر داوری برنامه امریکن آیدول و تهیه کنندگی برنامه America's Best Dance Crew معروف شده است. او همچنین به عنوان تهیه کننده، يك بار برنده جایزه گرمی هم شده است.رندی جکسون در 23 جون 1956 در باتون روژ، لوئیزیانا، متولد شد. ازدواج اول او با الیزابت جکسون به جدایی ختم شد، در حالی که آنها یک دختر به نام تیلور داشتند. در 1995، جکسون با اریکا یکر ازدواج کرد که از او دو فرزند دارد؛ یک دختر 14 ساله به نام زوئی و یک پسر 12 ساله به نام جردن. در سال 2003، جکسون بعد از عملی که کرد، 114 پوند (52 کیلوگرم) وزن کم کرد. او در فوریه 2008 اعلام کرد که دیابت نوع دو دارد.جکسون با بسیاری از هنرمندان و گروه های معروف همکاری کرده است، از ماریا کری (جکسون با کری همکاری های زیادی داشته، کارگردان موسیقیایی او در چندتا از تور هایش بوده و در چند تا از اجراهایش جزو نوازندگان بوده) گرفته تا ان سینک (N Sync')، ویتنی هوستون (تهیه کننده)، دایون فریس، سلین دیون، فرگی، استرایپر (Stryper)، وایت اسنیک (Whitesnake) و مدونا.جکسون از سال 2002 یکی از داوران برنامه امریکن آیدول از شبکه فاکس است و با کسانی مانند پائولا عبدل، سایمون کاول، کارا دیوگاردی، الن دی جنرس، جنیفر لوپز و استیون تایلر در پنل داوران همکاری کرده است. بعد از رفتن کاول از برنامه، جکسون تنها داوری است که از ابتدا با امریکن آیدول بوده است.جکسون برنامه America's Best Dance Crew را تهیه کرده است. این برنامه یک مسابقه رقص گروهی است که از تلویزیون پخش می شد و برای اولین بار در 7 فوریه 2008 از MTV پخش شد. هر هفته هر گروه استعداد و خلاقیت خود را در طراحی و مهارت های رقص به نمایش می گذارند و یک گروه توسط داوران حذف می شود. مسابقه ادامه دارد تا در نهایت یکی از گروه ها در مسابقه باقی بماند و عنوان America's Best Dance Crew و همینطور جایزه 100000 دلاری را از آن خود کند.

نام :
رندی جکسون                                                            

متولد:
متولد 23 جون 1956
شغل:
وازنده ی گیتار، خواننده، تهیه کننده و مدیر موسیقی، سرمایه گذار و چهره ی معروف تلویزیون
ژانر موسیقی:
جاز ، پاپ ، راک ، R&B

+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391 و ساعت 14:45 |
زندگی نامه ی مایکل جکسون:

مایکل جوزف جکسون (زادهٔ ۲۹ اوت ۱۹۵۸، درگذشتهٔ ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹) موسیقیدان، بازرگان، خواننده، ترانه نويس، رقصنده، بازيگر، طراح رقص، شاعر و فعال حقوق بشر آمریکایی و موفق‌ترین سرگرمی ساز به شمار می‌آید.او هفتمین فرزند خانوادهٔ معروف جکسون است و فعالیت حرفه‌ای خود را در عرصهٔ موسیقی هاپ، پاپ و آر اند بی معاصر را تحت تاثیر قرار داده‌است.نام جکسون به عنوان خیر خواه‌ترین هنرماز سن ۶ سالگی (۱۳۴۳ ه.ش) و به عنوان یکی از اعضای گروه جکسون فایو آغاز نمود و در حالی که هنوز عضوی از گروه بود، در سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰ ه.ش) کار خود را به عنوان یک تک‌خوان شروع کرد. او را «سلطان پاپ» می‌نامند. آلبوم «تریلر» او که در سال ۱۹۸۲ (۱۳۶۱ ه.ش) منتشر شد، پرفروش‌ترین آلبوم موسیقی جهان است. علاوه بر آن ۴ آلبوم دیگر استودیویی او جزء پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی جهان هستند: «غیر معمول» (۱۳۵۸)، «بـد» (۱۳۶۶)، «خطرناک» (۱۳۷۰)، «تاریخ» (۱۳۷۴).[در دههٔ هشتاد میلادی، او به عنوان برترین نماد موسیقی از طرف جرج هربرت واکر بوش و اولین سرگرمی ساز آمریکایی-آفریقایی‌تبار شناخته شد که موج قدرتمند و ساختار شکن عمیقی را بنیانگذاری نمود. آغاز این موج از شبکهٔ ام‌تی‌وی بود. محبوبیت موزیک ویدئوهای او مانند «بیلی جین»، «بزن به چاک» و «تریلر»، باعث تحول ساختار موزیک ویدئو به صورت یک ساختار هنری و ابزار تبلیغاتی شد و شبکهٔ تازه تاسیس ام‌تی‌وی را به شهرت رساند. جکسون با اجراهای روی صحنه و موزیک ویدیوهایش، حرکات تکنیکی پیچیدهٔ رقص، مانند روبات و مون‌واک را به شهرت رساند. شیوهٔ منحصر به فرد او در موسیقی و سبک رقص و آوازش، تعداد بیشماری از هنرمندان هیپ ند در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت شده‌است. او ۳ بار نامزد دریافت جایزهٔ صلح نوبل بوده و همچنین توسط بنیاد و تک آهنگ‌های خیریهٔ خود، و پشتیبانی از ۳۹ جنبش خیرخواهانه، رقمی بالغ بر ۵۰ میلیارد دلار برای اهداف خیریه وقف و یا جمع آوری کرد.[۳] با این وجود ابعاد دیگر زندگی شخصی او، همچون ظاهر در حال تغییر و رفتارش، سبب ایجاد جنجال‌های غرض ورزانه‌ای شد که به چهرهٔ مردمی او صدمه زد. او در سال ۱۹۹۳ متهم به سوء استفادهٔ جنسی از کودکان شد. هیچ شواهدی بر علیه جکسون موجود نبود. این شکایت و دادگاه به کار وی لطمه زد. سرانجام تیم مشاوران و وکلای جکسون تصمیم گرفتند که به پیشنهاد توافق مالی خارج از دادگاه جواب مثبت دهند. پس از آن او دوبار ازدواج کرد، پدر سه فرزند شد و تمام این‌ها جنجال بیشتری ایجاد نمود. در سال ۲۰۰۵ جکسون به دلیل اتهامات بیشتری مربوط به سوء استفادهٔ جنسی و چند اتهام دیگر متهم و سپس تبرئه شد.در ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ (‎۴ تیر ۱۳۸۸)، جکسون بر اثر ایست قلبی در سن ۵۰ سالگی درگذشت.[۴] مرگ او توسط پزشکی قانونی لس آنجلس، «قتل» معرفی شد. در آن زمان او در حال آماده شدن و تمرین برای یک مجموعه ۵۰ تایی از کنسرت‌ها به نام «این است» که قرار بود در لندن برگزار شود، بود. درگذشت او باعث غلیان و خروش ناگهانی احساسات جهانی و لبریز سوگ فراوانی در سراسر دنیا شد. مراسم یاد بود جهانی او که در سراسر دنیا تحت پوشش قرار گرفت توسط یک میلیارد انسان از سراسر دنیا نظاره شد. باراک اوباما نیز این مراسم را به صورت زنده تماشا کرده‌است. در مارس ۲۰۱۰، قراردادی رکورد شکن به ارزش ۲۵۰ میلیون دلار، توسط شرکت سونی بین شرکت و بنیاد جکسون به امضا رسید. طبق این قرارداد حق پخش آثار او تا سال ۲۰۱۷ برای سونی افزایش یافته و انتشار ۷ آلبوم جدید در طی ده سال در فهرست انتشار قرار گرفته است.او جزو تعداد معدودی از هنرمندان است که برای بار دوم به تالار مشاهیر راک اند رول راه یافته‌است. از دستاوردهای دیگر او می‌توان به ثبت رکوردهای بی‌شمار در فهرست «رکوردهای جهانی گینس»، از جمله عنوان «موفق‌ترین سرگرمی‌ساز تاریخ و جهان»، ۱۸ جایزهٔ گرمی (شامل جایزه‌ی «اسطوره گرمی» که تعداد انگشت شماری از هنرمندان آن را دریافت کرده‌اند و جایزه‌ی «یک عمر موفقیت هنری») ، دارا بودن ۱۳ تک آهنگ شمارهٔ یک -به عنوان تک‌خوان و بیشتر از هر هنرمند مرد دیگری از زمان پایه گذاری جدول صد اثر برتر-، ۲۶ جایزه‌ی جوایز موسیقی آمریکا -بیشتر از هر هنرمند دیگری- شامل «هنرمند قرن» و فروش بین ۷۵۰ میلیون تا ۱ میلیارد نسخه از آثارش در سراسر جهان اشاره کرد. در صنعت موسیقی جایزه‌ای نمانده که جکسون به خانه نبرده باشد. تعداد جوایز جکسون در طول عمرش به ۳۹۲ عدد می‌رسد. هیچ کس به اندازهٔ او نتوانسته این مقدار جایزه را دریافت کند.همچنین او یک تاجر بسیار زیرک است. بسیاری او را یک نابغه در تجارت توصیف کرده‌اند و هیچ هنرمندی از نظر وسعت توانایی کنترل امور مالی و تجاری با او قابل مقایسه نیست. ۵۰ درصد انتشارات سونی/ای‌تی‌وی متعلق به جکسون است. انتشاراتی که به گفته‌ی تحلیل گران میلیاردها دلار ارزش دارد. این انتشارات هم‌اکنون دومین کمپانی قدرتمند حق نشر موسیقی در جهان است که حق انتشار بیش از ۷۵۰ هزار ترانه از هنرمندانی همچون الویس پریسلی، لیدی گاگا، امینم، انریکه ایگلسیاس، شکیرا، ایکان، تیلور سویفت، بیانسه و بیتلز‌ در آن قرار دارد.تقریبا چهار دهه‌ است که کنکاش‌های بسیار موشکافانه در زندگی خصوصی جکسون همراه با دوران فعالیت درخشانش، او را جزئی از فرهنگ عامهٔ مردم جهان کرده‌است. او بعد از حضرت مسیح(ع) مشهورترین انسانی است که در جهان زندگی کرده‌است.خانهٔ دوران کودکی جکسون در شهر گری، ایالت ایندیانامایکل جوزف جکسون در تاریخ ۲۹ آگوست ۱۹۵۸، در شهر گری در ایالت ایندیانا (شهرکی صنعتی در نزدیکی شهر شیکاگو، ایلینویز) در خانواده‌ای از طبقهٔ کارگر متولد شد.او پسر جوزف والتر جو و کاترین اسکروز استر، هفتمین فرزند از ده فرزند بود. خواهران و برادران او ربی، جکی، تیتو، جرمین، لاتویا، مارلون، رندی و جنت هستند. جوزف جکسون در استخدام معدن آهن بود ولی اغلب با برادرش لوتر در یک گروه موسیقی آر اند بی به نام فالکونز به اجرا می‌پرداخت. مادر مذهبی جکسون، فرزندانش را با باورهای شاهدان یهوه (فرقه‌ای مسیحی) تربیت کرد.جکسون از اوایل دوران خردسالی مورد رفتار تند پدرش قرار داشت. او کار بی وقفه، شلاق و کلمات رکیک را تحمل می‌کرد. این سوء استفاده‌ها، زندگی او را در بزرگسالی تحت شعاع قرار داد. در نتیجهٔ یک جر و بحث که بعدها برادرش مارلون به آن اشاره کرد جوزف، مایکل را از یک پا، سر و ته در هوا نگه داشت و بارها و بارها با مشت به کمر و پشت او کوبید.[۸] جوزف اغلب مچ گیری می‌کرد و یا فرزندان پسر را به دیوار فشار می‌داد. یک شب وقتی جکسون خواب بود، پدرش جوزف از بیرون خود را به پنجرهٔ اتاق خواب او رساند و در حالی که ماسک ترسناکی بر چهره داشت با جیغ و فریاد وارد اتاق شد.[۸] جوزف گفت که می‌خواسته به فرزندانش یاد بدهد که هنگام خواب پنجرهٔ اتاق خوابشان را باز نگذارند. اما تا سال‌ها بعد از آن، کابوسهای دزدیده شدن از اتاق خواب، جکسون را رها نکرد.جکسون در مصاحبه‌ای با اپرا وینفری در سال ۱۹۹۳، برای اولین بار آشکارا در باره ی دوران کودکی‌اش سخن گفت. او گفت که در کودکی اغلب از تنهایی می‌گریست و گاهی اوقات با دیدن پدرش بیمار می‌شد یا حالت تهوع به او دست می‌داد. در مصاحبهٔ بسیار معروف دیگری به نام زندگی با مایکل جکسون در سال ۲۰۰۳، او در حالی که درباره ی کتک خوردن دوران کودکی‌اش صحبت می‌کرد چهرهٔ خود را با دست‌هایش پوشاند و گریست. او با یاد آوری پدرش که با کمربندی در دست روی صندلی می‌نشست و او و برادرانش را تمرین می‌داد، گفت : «اگه کارتو درست انجام نمی‌دادی، اون اشکتو در می‌آورد، واقعاً حالتو می‌گرفت.»جکسون خیلی زود استعدادش را در موسیقی بروز داد، او در سن پنج سالگی در حضور همکلاسی‌ها و حضار دیگر به مناسبت کریسمس اجرا می‌کرد. در سال ۱۹۶۴ جکسون و مارلون به عنوان نوازندگان پس زمینه، با نواختن کونگا و تمبورین، به گروه برادران جکسون (گروهی که توسط برادرانش جکی، تیتو و جرمین تشکیل شده بود) پیوستند. پس از آن جکسون شروع به خواندن در پس زمینه و رقصیدن کرد؛ در سن هشت سالگی، او و جرمین در جایگاه خواننده‌های اصلی گروه قرار گرفتند و نام گروه را به جکسون ۵ تغییر دادند.گروه از ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۸ در سطح وسیعی از منطقهٔ ایالت‌های غرب میانه آمریکا (به انگلیسی: Midwest) به اجرای برنامه پرداخت. گروه مکرراً در کلوب‌های شبانهٔ سیاهپوستان و کلوپ‌های کوچکی که چیتلین سرکت (به انگلیسی: chitlin' circuit) نامیده می‌شدند به اجرا پرداخت، جایی که برنامهٔ آن‌ها اغلب مقدمه‌ای برای شروع استریپ تیزها و نمایش‌های مربوط به بزرگسالان بود. در سال ۱۹۶۶، آن‌ها در مسابقهٔ استعدادهای مهم محلی، به رهبری مایکل با اجرای آهنگ‌های برتر موتاون و آهنگ «تو رو به دست آوردم-حس خوبی دارم» اثر جیمز براون، به مقام اول دست یافتند.جکسون فایو در سال ۱۹۶۷ چندین آهنگ از جمله «پسر بزرگ»را برای شرکت نشر استیل تاون ضبط کرد و در سال ۱۹۶۸ با موتاون رکوردز قرارداد بست.بعدها مجلهٔ رولینگ استون مایکل جوان را «یک نابغه با استعدادهای احاطه گر در موسیقی» توصیف نمود و اشاره کرد که بعد از اینکه مایکل با برادرانش شروع به خواندن و رقصیدن کرد به سرعت به عنوان ستون اصلی گروه و خوانندهٔ رهبر ظاهر شد. با وجود اینکه مایکل با صدای زیر یک کودک می‌خواند، اما مثل یک رقصندهٔ بزرگسال حرفه‌ای می‌رقصید و سبک خواندنش انعکاسی از سبک موسیقی آر اند بی و گوسپل و همچنین هنرمندانی چون سم کوک، جیمز براون، ری چارلز و استیوی واندر بود.گروه با چهار تک‌آهنگ اولش : «می خواهم برگردی»، «عشقی که حفظ می‌کنی»[۱۵]، «اِی بی سی»[ «آنجا خواهم بود»؛ که در جدول ۱۰۰ آهنگ برتر شمارهٔ یک شدند؛ رکوردی برای خود ثبت کرد. در سال‌های اول حضور جکسون فایو در موتاون، روابط عمومی این شرکت ادعا نمود که جکسون ۹ ساله‌است (دو سال کوچکتر از سن واقعی‌اش) تا در نظر مخاطب عام، با مزه‌تر جلوه کند و مردم با او بهتر ارتباط برقرار کنند. جکسون از سال ۱۹۷۲ در کل چهار آلبوم استودیویی سولو (انفرادی) با موتاون منتشر کرد، که «باید آنجا باشم»[۱۸] و «بن» در میان آن‌ها هستند. این کارها به عنوان قسمتی از قرارداد جکسون فایو با موتاون منتشر شدند

+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391 و ساعت 14:9 |

زندگی نامه ی داریوش:

بدون شک او پدیده ای درتاریخ موسیقی ایران است،ترانه های داریوش از خواسته ها و افکار مردم ایران در سه دهه اخیر متاثر گشته.داریوش افسانه است.اویکی از هزاران خواننده ایست که در دوران معاصر چون ستاره میدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزدیک با رنج و خوشی زندگی متداول ایرانیان است،مردمانی سختی کشیده و دوستدار آزادی.او با بیانی ژرف و بدور از اغراق به بیان احساسات ایرانیان می پردازد. موسیقی او همانند شعراش دارای نظم است،احساسات ژرف و عمیق،از اینرو ترانه های داریوش درقلب مردم جای دارد ..
داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی در تهران بدنیا آمد. او سالهای اولیه عمر خود را در میانه و کرج و کردستان سپری کرد. استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از تلوزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه ای و جاودانی به من نگو دوست دارم در قلب مردم جای گرفت. او با پیدایش عصر بی همتای موسیقی نوین ایران همدوره بود. داریوش هرگز با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود و به همین خاطر مدتی را هم در زندان شاهنشاهی به سر برد. ترانه های او شامل اشعار و ملودی های انسان هایی وارسته چون شاملو . نادرپور . جنتی عطایی . شهیار قنبری . اردلان سرفراز . فرید زلاند و بیات است. این موضوع سبب گشته تا ترانه های او در رابطه با عشق صلح آزادی و عدالت سروده شوند. پس از انقلاب دیگر عرصه ای برای داریوش و هنرش نبود از اینرو وی از سرزمین مادری و آریایی خود کوچ کرد و سالها به همراه همسر اولش ( فیروزه که خیلی هم او را دوست داشت ) و دخترش ( بیتا ) در ایالت کالیفرنیا امریکا زندگی کرد. جالب است بدانید داریوش سه بار ازدواج کرده اما به گفته خودش تنها یک بار عاشق شده و آن هم مربوط می شود به زمان جوانی او و پیش از انقلاب که دختر مورد علاقه اش در حادثه رانندگی از بین می رود و ترانه ( شقایق ) را در غم او می خواند و باز هم به گفته خودش هر بار که این ترانه را اجرا می کند با تمام وجود می خواند اما هیچ گاه نتوانسته مثل بار اول بخواند

شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمیشه
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تمام عاشقایی
شقایق وای شقایق
گل همیشه عاشق

و حالا زندگی نامه داریوش را از زبان خودش بشنوید :
از سال 1349 بصورت حرفه ای وارد دنیای هنر شدم. از همان آغاز تمام سعی و تلاش من بر این بوده که در حد توانم، زبان احساسات هموطنانم باشم؛ هر چند که در این راه مورد تفتیش و بازداشت قرار گرفتم و با فراز و نشیب های فراوان مواجه شدم.
پس از انقلاب اسلامی و به دنبال کشتار، خونریزی، و خفقان حاکم بر سرزمین ام، مجبور به ترک وطن شدم. از آن زمان تا حال، در سفری بی انتها، میکوشم در کنار هموطنانم سرود ایرانی آزاد را همصدا شوم. گذری کوتاه به کارنامه 35 ساله ام، نمایانگر فلسفه و پایه تفکرم در انتخاب راهی که در پیش گرفته ام می باشد.
از سال 2000 دامنه فعالیت های خود را گسترده تر کردم تا پیام بهبودی را به گوش هموطنانی که از بیماری اعتیاد رنج می برند برسانم، و توجه جامعه ایرانی خارج از کشور و سازمان های بین المللی را به آسیب های اجتماعی حاکم بر ملت ایران جلب کنم. هموطنانی که می سوزند تا زندگی کنند، و زندگی می کنند تا بسوزند.

+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 و ساعت 22:22 |

زندگی نامه ی ابی:

ابراهيم حامدي (ابي) صدايي بي همتا در تاريخ موسيقي ايران ...
ابراهيم حامدي متخلص به "ابي" در ۲۹ خرداد سال ۱۳۲۸ در ميدان فوزيه تهران ديده به جهان گشود.
او در اوان نوجواني به استعدادهاي خويش در خواندن پي برد و شروع به خواندن در يک گروه دوستانه به نام سان بویز کرد و خواندن در باشگاهها و کاخ هاي جوانان را آغاز کرد و پس از چند سال ، در آغاز جواني اولين ترانه ي مستقل خود را اجرا کرد . اين اثر ترانه اي بود با نام "عطش" از ساخته هاي " استاد حسين واثقي "براي فيلمي با همين عنوان. "ابي" اين ترانه را با چنان قدرت و زيبايي اجرا کرد که توجه بسياري را به خود جلب کرد.
ابي به اين ترتيب پا به عرصه ي ترانه گذاشت و آغازگر سبکي تازه در ترانه نوين ايران شد. او با اتکا بر صداي توانمند و بي نظيرش پا به عرصه پر فراز و نشيب ترانه گذاشت. او از همان روزهاي اول و آثار نخستينش نشان داد که حرفهاي بسياري براي گفتن دارد و مي تواند تأثير به سزايي در شکل گيري ترانه نوين ايران که آن روزها چند سالي بيشتر از عمرش نمي گذشت داشته باشد.
دومين ترانه او ترانه اي بود اعتراضي به نام "چرا" ، با شعر "مسعود هوشمند" و آهنگ "استاد حسين واثقي " که به سبک و شيوه اي بسيار زيبا توسط او خوانده شد. اما سومين آهنگي که "ابي" اجرا کرد و به گفته خودش باعث معروفيت او شد ترانه اي به نام "شب" بود با "شعر "اردلان سرفراز" و آهنگ "منصور ايران نژاد " که در شوي "ميخک نقره اي" زنده ياد "فريدون فرخزاد" به گوش مردم رسيد. اين ترانه به خاطر شعر و موسيقي قوي و همچنين اجراي عالي خواننده بسيار مورد توجه قرار گرفت و همگان را به تحسين واداشت.
ابي در همين دوران با شهبال و شهرام شب پره آشنا شد و با ايشان شروع به همکاري در گروهي کرد که در آن روزگار يکي از بهترين گروههاي موسيقي در ايران بود. بله او مدتي با گروه بلک کتس همکاري کرد و شبهاي بسياري را در کاباره ي "کوچيني" به روي صحنه رفت و تجربه کسب کرد . اما پس از مدتي فعاليت خود را با اين گروه قطع کرد و کارش را به صورت مستقل و به تنهايي ادامه داد .
واين آغاز کار هنرمندي بود که فريادش تبديل به صداي در گلو خفه شده مردم ايران شد.

"ابي" کارش را با همين سبک و سياق ادامه داد ودر طول سالهاي پيش از انقلاب ده ها ترانه اجرا کرد. که اين ترانه ها در سالهای بعد از انقلاب در قالب چهار آلبوم منتشر شد . اين آلبومها به ترتيب "تپش" ، "نازي ناز کن" ،"شب زده" و"کوه يخ" نام داشت. او در اين چهار آلبوم آثاري جاويدان از بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان ايران را اجرا کرد .
ابي همچنان در آن سالها بر روي تعداد زيادي از فيلمها ترانه خواند و سکانسهايي ماندگار از تلفيق هنر کارگردانان ، بازيگران و صداي "ابي" ساخته شد.
از جمله فيلمهايي که "ابي" براي آنها ترانه خواند مي توان به فيلمهاي : عطش ، هياهو ، تپش ، کندو ، ذبيح ، قاصدک ، بت شکن ، گل هاي کاغذي ، شب زخمي ، خاکستري ، باغ بلور ، تهمت ، بر فراز آسمانها و بوي گندم اشاره نمود. همچنين او در زمينه بازيگري هم يک بار خود را آزمود و در فيلم "بوي گندم" ايفاي نقش کرد .
"ابي" دو سال پيش از انقلاب براي اجراي يک سري کنسرت در آمريکا از ايران خارج و به دليل شکل گرفتن انقلاب در ايران در آمريکا ماندگار شد .

ابراهيم حامدي در سالهاي سخت و سنگين غربت نيز قدمي از راه خود پا پس نکشيد و خود را در بازار غير مسيول "لوس آنجلس" رها نکرد و با سختي زياد به انجام کار درست با ترانه سرايان و آهنگسازان مسيول و نام آشنا ادامه داد. او در طول سالهاي غربت تا به امروز دوازده آلبوم منتشر کرده است که به ترتيب انتشار عبارتند از : با تو ، غريبه ، خليج ، ستاره دنباله دار ، معلم بد ، اتل متل ، ستاره هاي سربي ، عطر تو ، پير ، تاج ترانه ، طلوع کن ، شب نيلوفری و حسرت پرواز.
" ابي" در تمامي اين سالها چه قبل و چه بعد از انقلاب و از همان کارهای آغازين خود و در طول سالهای غربت هيچگاه مسيوليت خود را نسبت به ايران و وضعيت مردم آن فراموش نکرده است و هميشه ترانه هاي ملي و ميهني و ترانه هاي معترض را در کنار ترانه هاي عاشقانه اجرا کرده و به سمع دوستداران صدايش رسانده است . ترانه هايي چون : چرا ، شب ، پاينده باد ايران ، روستايی ، هم غصه ، پير ، خليج فارس ، گل سرخ ، خانه سرخ ، خورشيد بي حجاب ، نون و پنير و سبزي ، اتل متل ، معلم بد ، طلوع کن ، هلا ، درخت ، سياه پوشها و چندين و چند ترانه ديگر از اين دست. او با انتخاب و اجراي اين آثار نشان داده که نسبت به مردم و ميهنش چه احساس ناب و خالصي دارد و اوج اين احساس را در ترانه "خليج فارس" که بي شک يکي از زيباترين آثار خلق شده در تاريخ ترانه نوين ايران مي باشد مشاهده مي کنيم ترانه اي که در زمان اجرايش توسط "ابي" اشک لذت و غرور و ميهن پرستي را بر ديگان هر ايراني جاري مي سازد .

ابي در اجراي کنسرت نيز به موفقيتهاي بسياري دست يافته و درهاي سالنهاي بزرگ و مشهور در جهان را به روي ايرانيان باز کرده و با اتکا بر توان بالاي صدايش در اجراهاي زنده و همچنين ترانه هاي خاطره ساز و محبوبش سالانه هزاران ايراني را در اين سالنها در اقصي نقاط جهان گرد هم مي آورد و برايشان از "عشق" مي خواند .

از جمله سالنهای نامداری که ابی در آنان برنامه اجرا کرده مي توان به اين سالنها اشاره کرد :
يونيورسال آمفي تياتر (لوس آنجلس) ، شراين آدوتوريوم (محل برگزاري مراسم اسکار) ، گريک تياتر (لوس آنجلس) ، کندي سنتر (واشنگتن) ، اپراي سيدني (همراه با ارکستر سمفوني سيدني ) ، سالن سلطنتي نوبل (استکهلم ) ، کويين آمفي تياتر (ونکوور) ، گلوين (سالن بين المللي سويد ) ، فيلارمونيک برلن (برلين) ، گلف دبي (سالن بين المللي دبي) ، اويشن کلاب (سالن بين المللي دبي ) ، کنسرت هاوس (يوتبور) و ...
"ابي" در تمام دوران هنري اش با بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان ايران همکاري داشته و بهترين آثار آنان را اجرا نموده است. شايد از اصلي ترين دلايل موفقيت او و ماندگار شدن آثار او در طول بيش از سي سال همين همکاري هاست ، که حاصلش خلق ترانه هايي ماندگار در ترانه نوين ايران مي باشد . از جمله بزرگاني که "ابي" با آنها همکاري داشته است مي توان به ترانه سراياني چون : ايرج جنتي عطايي ، اردلان سرفراز ، شهيار قنبري ، ليلا کسري(هديه) ، منصور تهراني ، زويا زاکاريان ، هما مير افشار و غيره اشاره کرد و از آهنگسازاني چون زنده ياد واروژان ، بابک بيات ، فريد زلاند ، سياوش قميشی ، محمد شمس ، اسفنديار منفرد زاده و غيره نام برد که به گفته ی خودش و سایر دوستان البوم ستاره های سربی اثر قوی از اوست که ساخته و پرداخته ی استاد سیاوش قمیشی است .

+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 و ساعت 22:18 |

زندگی نامه ی Adel:

ادل لوری بلو ادکینس ( Adele Laurie Blue Adkins) (متولد ۵ می‌۱۹۸۸) که بیشتر با لقب هنریش اَدِل شناخته می‌شود، خواننده و ترانه‌نویس انگلیسی است…در سال ۲۰۰۸ آلبوم «۱۹» توسط آدل منتشر شد. نام این آلبوم از آن جایی که آدل آن را در سن ۱۹ سالگی‌اش ضبط کرد، ۱۹ نامیده شد. ۱۹ اولین آلبوم استودیویی آدل است. این آلبوم در سال ۲۰۱۱، با آن که هنوز ۳ سال از انتشار می‌گذشت، چهارمین آلبوم پرفروش سال ۲۰۱۱ در بریتانیا شد.آدل در ۲۴ ژانویه ۲۰۱۱ آلبوم «۲۱» را منتشر کرد، که برای ۱۸ هفته نخستین آلبوم پرفروش بریتانیا (هرگز زنی در تاریخ موسیقی بریتانیا به چنین رکوردی دست نیافته است) و ۱۳ هفته پرفروش‌ترین آلبوم ایالات متحده بود. آلبوم ۲۱ در ۲۴ کشور جهان در رتبهٔ نخست جدول آلبوم‌های پرفروش بوده و در مجموع ۱۳ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است.این آلبوم با فروش ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار نسخه، پرفروش‌ترین آلبوم سال ۲۰۱۱ در بریتانیا است.شهرت جهانی وی بیشتر به دومین آلبوم استودیویی‌اش با نام «۲۱» که در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۱ منتشر شد برمی‌گردد. این آلبوم رکورد طولانی‌ترین مدت صدرنشینی در جدول پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی در بریتانیا را در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت کرد. آهنگ‌های rolling in the deep و someone like you از همین آلبوم جز مشهورترین آهنگ‌های ادل است.

+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 و ساعت 22:7 |
زندگی نامه ی سیاوش قمیشی:

متنی که در ذیل مشاهده می کنید کامل ترین زندگی نامه سیاوش قمیشی است که ( تا بحال ) با مطالعه ی گفته ها ، مدارک و شواهد موجود نوشته و برای شما دوستان عزیز و گرامی تنظیم شده است.سیاوش قمیشی متولد 21 خرداد ماه 1324 هجری شمسی برابر با 11 june سال 1945 میلادی صادره از اهواز به شماره ی شناسنامه ی 173 می باشد . پدرش مصطفی قمیشی در شهر دزفول و در روستایی به نام « قمیش » زندگی می کرده است و اصلا متعلق به همانجا می باشد ؛ اکنون فوت شده و در آرامگاه شاه عبدالعظیم در شهر تهران آرمیده است . رود دز از میان شهرستان دزفول می گذرد . در قدیم برای آب رسانی در شهر دزفول در زیر زمین تونل هایی حفر میشد که آب را به تمام نقاط شهر می رساند . در محل های مخصوصی زمین را حفر می کردند تا به این تونل برسند که به این محل ها قمیش ( قمش ) می گفتند . این قمیش ها تا دهه چهل خورشیدی مورد استفاده مردم برای نوشیدن ، شستشو و ... بوده است و پس از آن به علت گسترش لوله کشی مسدود و در حال حاضر آبی در آنها جاری نمی باشد . اکنون نیز روستاهای زیادی با این نام موجود هستند که به عنوان مثال می توان از « قمیش » ، « قمیشانه » ، « قمیش اصلان » و « قمیش حاجیان » و ... نام برد . سیاوش قمیشی کوچکترین فرزند خانواده ی خویش است و دارای دو برادر به نام های سیامک و سیروس و یک خواهر به نام سیمین می باشد . او نزدیک به 9 ماه بیشتر نداشت که خانواده اش تصمیم گرفتند راهی تهران شوند و به همراه این تغییر محل زندگی ، سیاوش قمیشی نیز توسط خانواده به تهران آورده شد . مادرش به آموختن موسیقی می پرداخت ، پیانو می نواخت و خانمی به نام اُلگا ( که تباری روس داشت ) به وی آموزش میداد . سیاوش که حدود 6 سال بیشتر نداشت از شنیدن صدای نواختن آنها لذت بسیاری می برد و در عین کودکی و با اینکه پایش به پدال های پیانو نمی رسید به پشت ساز مادرش ( پیانو ) می نشست و در عالم بچگی با پدال های آن بازی می کرد . در حین همین بازی ها و به همراه صداهائی که از این ساز خارج میشد احساس خوبی به وی دست میداد و همانجا بود که سیاوش به موسیقی علاقه ای ویژه پیدا کرد . خانواده ی سیاوش قمیشی که علاقه ی او را به موسیقی درک کرده بودند خانمی را برای تعلیم به وی استخدام کردند و او چهار سال زیر نظر این معلم به آموختن زیر و بم موسیقی پرداخت . بعدها گیتاری برایش تهیه کردند و سیاوش از ده سالگی ، شخصا و بدون این که معلمی داشته باشد به نواختن گیتار مشغول شد و در مدت کوتاهی توانست به آن مسلط شود . آن چه از دوران کودکی به نیکی باقی در ذهن سیاوش مانده نوروز ، ماهی قرمز و شمردن پول های عیدی است . کلاس هفتم و هشتم را در تهران و در مدرسه ی البرز به درس خواندن مشغول شد و در همان دوران با کوروش یغمائی صمیمیت فراوانی پیدا کرد . این دو در خلوت دوستانه ی شان به خواندن و نواختن می پرداختند و بعد ها نیز همکاری بیشتری با هم پیدا کردند . سیاوش قمیشی در سن 12سالگی به آن مرحله رسیده بود که می توانست هنر موسیقی اش را در مقابل عموم به نمایش بگذارد . به همین جهت به همراه بندی اجرای موسیقی را شروع کرد . بعد از یک سال چنان پیشرفت خوبی حاصل کرد که از سیزده سالگی در مُتل قو با ارکستری که مخصوص به خودش بود آهنگ های خواننده های معروف آن زمان ( مانند بیتلز و ... ) را می خواند و از این طریق کسب در آمد می نمود . آهنگ قایقران اولین تجریه ی آهنگ سازی سیاوش قمیشی در سن ( 14 سالگی ) بود ، آهنگی که توسط خواننده ای به نام ضیا خوانده شد . پدر سیاوش قمیشی با گرایش او به سمت موزسیقی مخالف بود و از اینکه پسرش چنین راهی را انتخاب کرده راضی به نظر نمی رسید . به همین علت سیاوش مجبور شد راهش را به تنهایی ادامه دهد و مسیر زندگیش را خودش انتخاب نماید . زمانی که سیاوش در ایران به موسیقی می پرداخت ، برادر و خواهرش در انگلستان به تحصیل مشغول بودند . داستان از این قرار است که وقتی برادرش در فصل تابستان برای دیدار خانواده به تهران آمد به سیاوش قمیشی پیشنهاد داد که همراه او به انگلستان برود و هنرش را در آنجا دنبال نماید . سیاوش نیز پیشنهاد وی را پذیرفت . این چنین شد که سیاوش قمیشی در سال 1959در حالی که هنوز به سن چهارده سالگی نرسیده بود با خوشحالی و شادمانی به نزد برادر و خواهرش در لندن رفت و در انگلستان سکنی گزید . به مدت یک سال در کنار برادرش زندگی کرد اما طرز فکر آنها زیاد با هم متناسب نبود ؛ ( سیاوش زیاد به کلاب می رفت و موزیک گوش میداد و این نوع زندگی مورد تائید برادر و خواهرش نبود ) . به علت همین عدم تفاهم بعد از مدتی از برادرش جدا شد و شخصا به زندگی پرداخت . در سال های 1961 تا 1962 ، حضور او در انگلستان مصادف با زایش گروه های معروف و قدرتمند موزیک مانند بیتلز بود که مسلما تاثیر شگرفی در رشد و شکوفایی هنر وی داشته است . دیپلمش را از high school ( دبیرستان ) در لندن گرفت و بعد از آن به royal academy of arts رفت و تحصیلش را در رشته ی classical jaaz ادامه داد . composition خواند و مدرک arrangment از royal academy of arts اخذ نمود . او با با اعضاء گروه هایی که کنسرت اجرا می کردند دوست بود و همین دوستی باعث شد که بعد از مدتی فعالیت خود را با یکی از همین گروه ها آغاز کند . داستان از این قرار بود که سیاوش ساز می نواخت و اعضا ارکستری که با او دست بودند از این موضوع اطلاع داشتند و وقتی گیتاریست یکی از همین ارکستر ها مریض شد و مدت ها بود که کسی را به عنوان جانشین وی پیدا نمی کردند از سیاوش قمیشی درخواست نمودند تا جایگزین وی شود و این چنین رسما پیشنهاد همکاری به او دادند . این همکاری بسیار خوب شروع شد و پایه گذاری مناسبی بود . سیاوش همکاری خود را به مدت سه سال با این ارکستر ( که insects نام داشـت ) ادامه داد و بعد از آن به مدت چهار سـال با گروهی به نام wingers به ادامه ی فعالیت پرداخـت و سرانجام خودش ارکستر مخصوص خودش را پایه گذاشت ؛ ارکستری که جز خودش باقی نوازنده های آن غیر ایرانی بودنـد . وظیفه ی سیاوش قمیشی در این بند خوانندگی بود و در عین حال به نواختن گیتار هم می پرداخت . بعد از مدتی کیبوردیستشان به دلایلی ارکستر را ترک کرد و سیاوش از آن موقع مسئولیت نواختن کیبورد را نیز پذیرفت و جای خالی کیبوردیستِ رفته را پُر کرد . زندگی سیاوش به همین شکل می گذشت . تا اینکه در سال 1971 یعنی نزدیک به 12 سال بعد و در سن بیست و پنج سالگی تصمیم گرفت محل زندگیش را به تهران تغییر دهد و عازم ایران شود . پس با این تصمیم راهی کشورش ایران شد . در این میان چندین بار به لندن رفت و برگشت . در همین حین همکاری بیشتری نیز با کوروش یغمائی پیدا کرد . بعد از ورود به ایران بندی به نام stars تشکیل داد و در آن گروه به بازخوانی آهنگ های خارجی پرداخت . بعد ها در کنار شهرام شب پره ، کامبیز معینی و همایون جلالی ، در گروهی به نام rebels به همکاری پرداخت . مسئولیت سیاوش قمیشی در این بند خواندن آهنگ های slow بود و شهرام شب پره آهنگ های تند را اجرا می نمود . در همین اثنا سیاوش با شرکت رنگارنگ همکاری نزدیکی پیدا کرد و برای این شرکت آهنگ می ساخت که « وارطان آوانسیان » آهنگ هایش را برای اجرا در اختیار خوانندگان مختلفی قرار میداد و چون سیاوش قمیشی قبل از خواندن آهنگش توسط خواننده ها ، خودش نیز آنها را اجرا می کرد ، به شدت مورد توجه آوانسیان قرار گرفت و این گونه شد که آوانسیان بعد از انقلاب مجموعه ی آثار سیاوش را به صورت مستقل منتشر کرد . سیاوش تا سن 34 سالگی در ایران بود تا اینکه انقلاب صورت گرفت و او نیز شرایط را برای ماندن محیا ندید به همین علت در سال 1978 به آمریکا رفت و در شهر لس آنجلس مشغول به زندگی شد . او در ایران با شخصی به نام « جمال نادر » آشنا شده بود که هر دو می نواختند و می خواندند و وقتی به لس آنجلس رفتند تصمیم گرفتند با همکاری هم آلبومی منتشر کنند . پس با همکای یکدیگر کار روی آلبوم « فرنگیس » را شروع و برای آماده شدنش یک سال و نیم وقت صرف نمودند و در نهایت توانستند در سال 1981 آن را روانه ی بازار نمایند . در آن دوران کمپانی خاصی برای پخش این آلبوم وجود نداشت به همین علت این آلبوم توسـط مردم کـپی و دسـت به دسـت می شد . اما بـعد ها توسـط چهـار کـمپانی : « آرت کو » ، « آواز » ، « ترانه » و « پارس ویدئو » منتشر شـد که با فـروش بسـیار خوبی نیز روبرو گردیـد . سیاوش قمیشی تاکـید می کند که ارائه ی آلبـوم « فرنگیس » تنها برای سرگرم شدن بوده و او قصد نداشته است تا با این آلبوم تبدیل به یک خواننده شود اما وقتی که در سال 1992 « مسعود فردمنش » به او پیشنهاد داد که کاری مشترک ارائه دهند و چندین شعر ( که بارز ترین آنها به گفته ی سیاوش پرنده های قفسی بود ) در اختیار سیاوش قرار داد انتشار آلبوم جدید را قبول کرد . به این ترتیب سیاوش قمیشی از سن 49 سالگی رسما خوانندگی را آغار نمود و آلبوم « حکایت » را منتشر ساخت که مورد توجه بسیار زیادی قرار گرفت . درخواست مردم و کمپانی ها بعد از آلبوم « حکایت » و استقبال پرشوری که از آن صورت گرفت ، باعث شد که او حرفه ی خوانندگی را ادامه دهد و علاوه بر آلبوم فرنگیس 13 آلبوم دیگر نیز روانه ی بازار موسیقی نماید که این آلبوم ها شامل : « خواب بارون » ، « حکایت » ، « تاک » ، « قصه گل و تگرگ » ، « شهر خورشید » ، « قصه امیر » ، « هوای خونه » ، « قاب شیشه ای » ، « شکوفه های کویری » ، « حادثه » ، « نقاب » ، « بی سرزمین تر از باد » ، « روزهای بی خاطره » هستند . سیاوش قمیشی خوانندگی را بسیار دیر شروع کرد و در یکی از مصاحبه هایش در این مورد گفت که زیاد از شغل خوانندگی یا لااقل در حد میکروفون بدست گرفتن و زنده اجرا کردن خوشش نمی آید ولی به خاطر طرفدارانی که منتظر شنیدن صدای وی هستند به ارائه ی کنسرت می پردازد . او زیاد به رفت و آمد با مردم لس آنجلس نمی پرداخت و در مورد این عدم رفت و آمد و دوری خویش از محیط لس آنجلس « گرفتاری ها » و تنها دلیلش را برای ماندن در لس آنجلس « انجام کارهایش » عنوان می کرد . بعد از آلبوم « نقاب » همه ی توجه ها به طرز ویژه ای به او معطوف شد ، به طور صعودی بر طرفدارانش افزوده گردید و کنسرت هایش رو به فزونی نهاد . سیاوش قمیشی 5 بار ازدواج کرده است و حاصل این ازدواج ها تنها یک فرزند از اولین همسر اوست . نام پسرش علیرضاست که در شیراز زندگی می کند و ظاهرا به خوانندگی هم می پردازد او بیش از 35 سال سن دارد . نام اولین همسر وی « وصال » می باشد . آخرین همسر سیاوش قمیشی « نازنین مرعشی » نام دارد که بیش از سی و پنج سال از وی کوچکتر است و حدودا بیست و پنج سال سن دارد . سیاوش قمیشی بعد از سال های طولانی ماندن در لس آنجلس ( در سال 1385 ) شمسی تصمیم گرفت آمریکا را به قصد اروپا ترک کند و راهی آلمان و ( تحقیقا ) در روستایی به نام akhen ساکن شود . او علت این تغییر مکان ناگهانی را دوری از محیط مسموم و ناجالب لس آنجلس و رسیدن به آرامش بیشتر عنوان کرد ! از گفته های او به نظر میرسد آخرین همسرش همراه او عازم اورپا نشد . در حال حاضر یکی از بردانش در مونترال ، دیگری در تهران و خواهرش در لس آنجلس زندگی می کنند . در میان خانواده ی او سه نفر به هنر روی آورده اند یکی بردار زاده اش « ژیان قمیشی » است . او در کانادا شو اجرا می کند . سیاوش موفق به دیدار وی نشده است و پدر او یعنی بردارش را نیز بسیار کم دیده است . دیگری پسرش علیرضاست که در ایران مشغول به خوانندگی است ولی به هیچ وجه مورد استقبال نیست و شخص دیگری به نام « برزا قمیشی » نیز وجود دارد که او هم بردار زاده اش است ، گیتار می نوازد ، راک ان رول می خواند و البته سیاوش قمیشی با او ملاقات داشته است . اصولا سیاوش قمیشی چندان ارتباط نزدیکی با خانواده ی خود ندارد . چندین سال پیش شایعه شده بود که او برای بازگشت به ایران به دولت جمهوری اسلامی نامه ای نوشته است اما بعد از مصاحبه ای این موضوع را تکذیب کرد و شرط خودش را برای بازگشت به ایران آزادی عمل برای انجام کارها و هم چنین کنسرت هایش عنوان نمود و بازگو کرد که از طرف دست اندرکاران پیشنهاداتی برای خواندن در جزیره ی کیش داشته است اما این پیشنهاد را رد کرده و از خواندن در آن جا صرف نظر کرده است . وی در یکی از مصاحبه هایش گفت که تا پنج سال آینده به خواندن ادامه خواهد داد و چون آهنگ ساز است باقی عمر خویش را از طریق آهنگ سازی امرار معاش خواهد نمود . سیاوش قمیشی علاقه دارد تا او را بیشتر به عنوان آهنگساز بشناسند تا خواننده . هر گاه شعر جدید ی به او میرسد و آهنگ زیبائی روی آن قرار می دهد بیشترین لذت را می برد و دوست دارد اگر آهنگساز نبود شاعر یا نقاش میشد . روزی چند ساعت موزیک گوش می دهد ، پیانو می زند و کتاب می خواند . علاقه ی زیادی به چائی بعد از ظهر ، نگهداری و پرورش گیاهان و همچنین گربه ی سیاهش موسول دارد . هیچ شخصی بالاتر از موسیقی او وجود ندارد و می تواند با موزیکش بدون هر شخصی به زندگی بپردازد . به گفته ی خودش او به هیچ وجه اهل تجملات نیست و بسیار کم از کروات استفاده می کند . آرزوی او بازگشت به ایران و بازدید از وطن خویش است .در صورتی که در مطلب فوق به عنوان زندگی نامه ی سیاوش قمیشی اشکالی مشاهده می کنید یا اطلاعاتی دارید که در آن ذکر نشده است در قسمت نظرات عنوان کنید تا آن را تصحیح و تبسیط کنیم .


+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه سی ام خرداد 1391 و ساعت 16:41 |

زندگی نامه ی سیما بینا:

سیما بینا در خراسان در قلب موسیقی محلی خود متولد شد و از کودکی کنار احمد بینا پدری که استاد موسیقی سنتی و شاعر و آهنگ ساز ترانه های اولیه او بود رشد کرد.
در سن 9 سالگی همکاری رسمی خود را با رادیو ایران برنامه کودک آغاز نمود.
از همان دوران نزد اساتید و مشاهیر موسیقی به آموزش ردیف های موسیقی سنتی و آوازی پرداخت و جندی به شاگردی استاد جواد معروفی و استاد زرین پنجه دو شخصیت بزرگ موسیقی ایران در آمد .
دیری نگذشت که در برنامه موسیقی ویژه ای بنام گلها صحرائی به اجرای نغمه های محلی در رادیو ایران
پرداخت.صدای او در این برنامه برای بیش از دو نسل از مزدم خاطراتی فراموش نشدنی به جای گذارده است .سیما بینا پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه تهران در رشته نقاشی آموش موسیقی سنتی خود را در خدمت یکی از قدیمی ترین و آگاهترین موسیقیدانان آواز سنتی ایران استاد عبدالله خان دوامی کامل نمود .از آن پس علاوه بر اجرای مستمر موسیقی و آواز سنتی به تحقیق و جمع آوری ترانه ها و آوازهای محلی پرداخته است.سیما بینا جهت ارائه و حفظ این گنجینه های ملی با تکیه بر اندوخته ها و اطلاعات موسیقی اش به باز سازی و تنظیم دوباره آنها پرداخته و در واقع با پژوهش و ارائه موسیقی خاص خود جایگاه منحصر به فردی در تاریخ موسیقی محلی ایران کسب نموده است.چگونگی فراهم آمدن موسیقی سیما بینا از زبان خود هنرمندگلهای صحرائی عنوان موسیقی من است .آهنگ ها و ترانه هایی که رنگ و بوی کوه ها و دشتها ی سر زمین ما را دارد.آنها را شخصا از میان مردم با ذوق روستاها چیده ام.به این ترتیب : به شهرها و روستاهای اطراف ایران و به خصوص خراسان که سر زمین اجدادی من است سفر میکنم.نغمه ها و آهنگهای منطق دور افتاده ای را که بسیار قدیمی و همچنان بکر و دست نخرده در میان مردم آن منطق باقی مانده است گردآوری و ضبط میکنم.همه این نغمه ها و ترانه ها زیبا و دلنشین است ولی من آنهایی را با صدای خودم بیشتر هماهنگی دارد بر میگزینم.اشعار این آهنگها در واقع همان دوبیتی های محلی و عامیانه ای است که در میان توده مردم سروده شده و در همان منطق معمول لست از میان این سروده های محلی آنچه را برای اجرای من مناسب تر است گلچین میکنم.در میان احن ها و لهجه های زبان محلی گویش هائی در مناطق شمال خراسان است که ترکی و یا کردی کرمانج میباشد و کاملا برای من نا آشنا است و گاهی لهجه های مختلف مناطق دیگر ایران مثل مازندران گیلان / لرستان/شیراز/ و چهار محال بختیاری هستند که اهنگهای زیبایی آن را خوانده ام روی این لحن ها خیلی بیشتر کار میکنم چون زبان خودم نیست و برای درست بیان کردن لهجه مفهوم آن حتما از اهالی همان شهر و محل کمک می گیرم و نوار محلی آنرا بسیار گوش میدهم تا اینکه عمیقا احساس و لحن آنرا دریابم و به جانم بنشیند.به گونه ایکه در اجرای خودم حرف و پیام این ترانه های دلنشین و مردم آن مناطق حتی بودن فهم کلام و شعر بتواند به شنونده منتقل شود.
خوشبختانه به تجربه دیده ام که در اجرای کنسرت هایم در فستیوال های مختلف مردم از هر جای دنیا از موسیقی ما برداشت درستی داشته و پیامهای غم و شدی یا از حالت و حس و عرفان آن نتاثر شده اند .
ولی گاه لازم می دانم که با کلامی نو پیامی از حال و روزگار خودمان را در آواز بگنجانم زمینه این کار را در موسیقی شمال خراسان بیشتر یافته ام .قسمت است زیرا انتخاب ساز و نوازنده قوی محلی لازم است که معمولا نوازنده های قوی و استاد در سازخودشان متاسفانه یا پیر و ضعیف و خسته هستند و یا مشکلات دارند. که نمیشود با ایشان سفرها و تمرین های سنگین همراه داشت . البته از تک نوازی این استادان قدیمی در استودیو استفاده می کنیم. ولس برای کمنسرت مهمولا از میان هنرمندان جوان و با ذوق محلی نوازنده هائی را انتخاب می کنم که لازم ایت با ایشانسالها کارو تمرین منظمی داشته باشیم تا اینکه برای همراهی در یک برنامه و یا ضبط موسیقی کاملا پخته و آماده بشوند./طبعا این روش وقت و زحمت بیشتری می خواهد تا اینکه مجموعه موسیقی خوب و درستی فراهم شود.آهنگهای محلی ضمن زیبائی و دلنشین خود گاهی بسیار یک نواخت و طولانی است . در این مورد شیوه های مختلفی را بکار می گیرم یکی این که جمله های از یک آهنگ محلی دیگری را در میان ترانه ام با ظرافت و هماهنگی می گنجانم . گاهی ریتم آنرا در چند جمله عوض میکنم و یا در جائی با یک دوبیتی و آواز محلی یا همخوانی کر .... این یکنواختی را تنوع می دوهم.بد نیست در اینجا اعتراف کنم پدرم گاهی جمله ای شعر و یا آهنگ در میان ترانه های محلی من نهاده است . و در سالیان سال از اجرای اولیه آن قطعات گذشته است . اکنون هماهنگی و بجا بودن آن را احساس میکنم بگونه ای که با اصالت تمام جزو بافت آهنگ و ترانه شده است.بسیاری از آهنگهای محلی بیرجند را که در کودکی و نوجوانی خوانده ام از پدرم شادروان احمد بینا که خودش از مردمان با ذوق خراسن و شهر بیرجند بود و بسیاری از آهنگهای محلی خراسان را می دانست آموخته ام .پدرم در بسیاری از سفر های پژوهشی که از نوجوانی آغاز کرده بودم مرا همراهی می کرد و در واقع او بود که این وظیفه را بر عهده من نهاد. در این 20 سال اخیر کار های من مشکل ضبط و استودیو نیز داشته است که به ناچار برای این کار از استودیو های خارج از شور استفاده کرده ام و بنا بر این ضمن مخارج با لائی که برایم در بر داشته است متاسفانه برای پخش آنها در میان مردم ایرانم ممنوعیت دارم این کار مجوز رسمی از اداره ارشاد اسلامی لازم دارد تا بتوانیم در ایران آنها راپخش کنیم که هنوز تک خوانی زن اجازه ندارد./البته مردم عزیز هموطنم از سالیان پیش که دوران کودکی من بود نسل به نسل صدایم را شنیده اند و موسیقی مرا با تنظیم های اساتید بزرگ استاد جواد معروفی/ استاد فرامرز پایور / استاد انوشیروان رو حانی / استاد خالدی / استاد فخرالدینی و ناصر چشم آذر .... شنیده اند و هنوز آنها را به یاد دارند. به همین جهت هنوز در هر جای دنیا که اجرا کنسرت هائی دارم با محبت و اشتیاق تمام برنامه هایم را استقبال می کنند و مرا با کمنال لطف مورد تشویق و تحسین قرار میدهند.این عزیزان میگویند : صدایت موسیقی کودکی و نوجوانی ماست با همه خاطرات زیبائی که در نهانخانه دل جانمان است.و همین ارزش و اعتبار آواز من است .صدا و موسیقی من ذرهای از فرهنگ غنی و پر باره سر زمینم ایران و مردم شریف آنست.

+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیستم خرداد 1391 و ساعت 10:29 |
 زندگی نامه ی گوگوش:

شاه ماهی موسیقی ایران بی شک کسی جز گوگوش نیست کسی که به خاطر سکوت بیست و دو ساله اش مورد توجه همگان بویژه هنرمندان و نویسندگان بوده و علاوه بر نوشتن کتابهایی در مورد او و زندگیش و ساختن فیلم ، بسیاری از ترانه های او نیز بازسازی شده و توسط خوانندگان زیادی مجددا اجرا شده است مثل ابی ، مارتیک ، هاتف ، نوش آفرین ، شهرزاد سپاهانلو و... حتی « گنایا کوبی » خواننده سوئدی نیز ترانه « صدای پا » را به فارسی اجرا کرده است و شهبال شب پره برای « گروه سیلوت » ترانه ای با نام « پلی به گذشته ها » در مورد گوگوش ساخته است . همه این توجهات مرهون شناختی است که در طول سالهای سکوت ، دیگران نسبت به گوگوش و کارهای او پیدا کرده اند. فائقه آتشین ملقب به گوگوش در 18 بهمن 1329 در خیابان سرچشمه تهران از پدر و مادر آذربایجانی که از مهاجران آذربایجان شوروی سابق بودند متولد شد. نام فائقه را بر وزن نام مادرش فائزه برای اوانتخاب کردند. در سن دو سالگی پدر و مادرش از هم جدا شدند.گوگوش یک برادر تنی کوچکتر داشت که در سن 24 سالگی براثر رماتیسم قلبی درگذشت و سه برادر ناتنی ازپدرش و یک برادر و یک خواهر ناتنی از مادرش که بعد از جدایی با یک مردکلیمی ازدواج کرده بود دارد. درهمسایگی آنها یک خانواده ارمنی زندگی می کردندکه او را ازکودکی با نام گوگوش صدا می زدند و با اینکه گوگوش معمولا اسم مرد ارمنی است اما این اسم برای همیشه ماندگار شد و بعدها که اوکار هنری را شروع کرد همین اسم را روی خودش گذاشت. پدر او صابرآتشین درکار نمایش بود و در آن سالها در سقاخانه ها برنامه اجرا می کرد در سالهای کودکی گوگوش همراه پدرش به محل کار او می رفت وتا سه سالگی همکار پدرش در عملیات آکروباتیک روی صحنه بود و در سه سالگی با شیرین زبانی و استعداد زیاد نشان دادکه چگونه می تواند کارآوازه خوانان و رقصندگان حرفه ای را تقلیدکند وکم کم در برنامه های پدرش نقش اصلی را پیدا کرد و دو برابر پدرش دستمزد می گرفت.گوگوش در سن 8 سالگی کارخوانندگی را در برنامه های صبح جمعه رادیو ایران شروع کرد پس از آن در سنین نوجوانی شروع به اجرای برنامه درکاباره های بزرگ تهران کرد. اولین کاری که به طور مستقل اجرا کرد ترانه قصه وفا ساخته پرویزمقصدی بود. دراوخر دهه 50 همراه باگسترش استفاده از تلویزیون و برنامه های موسیقی و رقص ، این دستگاه ارتباطی جدید فضای جدیدی برای هنرنمایی های گوگوش بوجود آورد و او از این طریق توانست به مشهورترین خواننده آن دوران تبدیل شود. دامنه شهرت گوگوش و محبوبیت او خیلی سریع از مرزهای ایران فراتر رفت و درکشورهای فارسی زبان دیگر مثل افغانستان و تاجیکستان محبوبیت زیادی پیدا کرد. برای خیلی از علاقمندان و مردم در این کشورها گوگوش یکی از برجسته ترین سمبل های هنرایرانی و هنرمندی بودکه راه را برای شناسائی دیگران بازکرد. در دوران پربار اما کوتاه فعالیت های حرفه ای گوگوش درعرصه موسیقی پاپ در ایران او با ترانه سرایان و آهنگسازان متعددی همکاری کرده است که اکثرآنها شاید بهترین آثارخود را به زبان گوگوش و با کمک خلاقیت و توانائی های ویژه او توانستند به آهنگ های به یادماندنی تبدیل کنند. واروژان ، پرویزمقصدی ، جهانبخش پازوکی ، حسن شمائی زاده ، شهریارقنبری و ایرج جنتی عطائی هریک دوره ای کوتاه یا بلند اما بسیار موفق از همکاری با گوگوش را تجربه کرده اند. از یادگارهای گوگوش برای دختران ایرانی شلوار پسرانه و موی کوتاه پسرانه معروف به موی گوگوشی بود.گوگوش بعد از انقلاب ازصحنه هنر دور شد و با وجود همه فشارها و شایعات ازایران خارج نشد و حتی یکبار نیز که برای دیدن فرزندش کامبیزقربانی از ایران خارج شده بود مجددا به ایران بازگشت تا اینکه در سال 1379 بعد از22 سال سکوت ، اولین کنسرت خود را در ترنتوی کانادا به روی صحنه برد و با آلبوم زرتشت شعری از نصرت فرزانه و آهنگی از خود گوگوش وگیتار بابک امینی به عالم هنر بازگشت.

+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیستم خرداد 1391 و ساعت 10:19 |

زندگی نامه ی منصور:

طی دهه ی اخير ٬ منصور از يک خواننده ی گمنام به يک شخصيت بين المللی تبديل شده است ٬ بطوری که فهرستی از بهترين آلبوم های موسيقی را در کارنامه ی خود ثبت کرده است CD وآلبوم "فراری" که ويژگي اصلی آن مفهوم مثبت ترانه ها و موسيقی ساده و روان قطعات می باشد ٬ به عنوان پنجمين کار منصور با شرکت ترانه وهشتمين کار منصور در مجموع است که احتمالا در اوايل سال 2005 ميلادیبه بازار خواهد آمد.
هرچند منصور آثار خود را خارج از ايران ضبظ ميکند و فروش آثار در ايران غير قانونی می باشد ٬ ولی وی در ايران نيز به عنوان يکی از مشهورترين هنرمندان ايرانی مطرح است.
جدا از فروش ميليونی آثار منصور و استقبال کم نظيری که از کنسرت های منصور در سراسر جهان ميشود ٬ موسيقی وی به بخشی جدا ناشدنی از زندگی ايرانيها تبديل شده است.
آهنگ "ديوونه" ی منصور به طور ويژه ای در استاديوم های فوتبال در ايران مشهور شده است ٬ هزاران فوتبال دوست ٬ هنگامی که اشتباهی از يکی از بازيکنان يا داور سر ميزند ٬ با فرياد "ديوونه ٬ ديوونه" به دسته جمعی اين آهنگ را ميخوانند.
و همچنين قطعاتی از برخی ديگر از آثار مشهور منصور مانند "فقط بخاطر تو" و "عزيز دلمی" هر از گاهی در فيلم های ايرانی به گوش ميرسد.
منصور در تهران به دنيا آمد و سپس در سن 13 سالگی وارد خاک آمريکا شد.
وی در سنين نوجوانی هرگاه فرصتی می يافت در مدرسه و مهمانی ها به خواندن میپرداخت.
منصور درمورد عشق و علاقه ی خود نسبت به موسيقی سنتی ايران ميگويد : (( هنگاهی که جوانتر بودم هميشه تحت تاثير ملوديهای سنتی ايران آواز ميخواندم. )) پس از اتمام دوران دبيرستان منصور به عنوان همخوان روی صحنه و در استوديوهای ضبط موسيقی به کار پرداخت. پس از گذشت مدتی تا منصور با روند کار در استوديو ضبط موسيقی آشناتر شد ٬ يکی از موسيقيدانانی را که از قبل با او سابقه ی همکاری داشت را به منظور تنظيم آهنگها در پروژه شخصی خود به استخدام درآورد.
منصور ضبط اولين آلبوم خود را با سرمايه ی شخصی حاصل از درآمد فروشگاه موبايل متعلق به خود ٬ در سال 1991 آغاز کرد. منصور در اين باره ميگويد : (( من عاشق موسيقی هستم اما در عين حال از هيجان حاصل از دنيای خريد و فروش نيز لذت ميبرم. ))
پروژه ی منصور 3 سال برای کامل شدن طول کشيد زيرا منصور اصرار داشت از بهترين امکانات و روش ها برای ضبط کارهايش استفاده کند در اين مدت منصور تحت آموزش استادان آواز ٬ تکنيک آوازش را بهبود بخشيد. اولين آلبوم منصور به نام August 1994 در سرانجام فرفره های بی باد" توسط شرکت کلتکس به بازار آمد.منصور با چشيدن طعم موفقيت ٬ در عرض 4 سال 3 آلبوم ديگر نيز به بازار
داد : "تصوير آخر" ٬ "دريچه" و "قايق کاغذی". همان طور که کم کم بر طرفداران منصور اضافه می شد ٬ يک فيلم ساز مستقل ايرانی به نام "بابک شکريان" در سال 1999 از منصور برای بازی در فيلم "آمريکای زيبا" دعوت کرد. بازی در اين فيلم هم زمان با ضبط پنجمين آلبوم منصور بود ٬ اما با اين حال منصور اشتياق زيادی برای تجربه ی بازيگری داشت.
تجربه ی کارهای مختلف باعث افزايش خلاقيت منصور شد ; درنتيجه منصور در آلبوم "فقط بخاطر تو" اولين آهنگ خود را ساخت. منصور در مورد احساساتی که باعث شد وی به آهنگ سازی بپردازد ميگويد : (( قطعه ی خاصی از اين آلبوم بيان علاقه ی شخصی من به موسيقی است ٬ آن چيزی که از بچگی در مورد موسيقی در قلبم احساس ميکردم ٬ اگرچه ساختار اصلی موسيقی مرا موسيقی پاپ تشکيل ميدهد ٬ اما به موسيقی سنتی ايران نيز علاقه ی زيادی دارم. ))
وقتی آلبوم "فقط بخاطر تو" در March 2000 به بازار آمد ٬ منصور که قسمت عمده ی سرمايه گذاری آلبوم را خودش انجام داده بود ٬ مضطرب و نگران بود ; اما اين آلبوم خيلی سريع به بهترين اثر منصور تا آن زمان تبديل شد که فروشی ميليونی داشت ( البته گزارش ها ی مربوط به فروش اين آلبوم ٬ قابل اعتماد نيست زيرا در بسياری موارد تکثير به صورت غير مجاز بوده )
آهنگ های اين آلبوم همراه با ويدئوها ی آن به عنوان يک موفقيت قابل توجه ٬ پلی ميان ايرانيان داخل و خارج کشور ايجاد کرد.
آهنگ "فقط بخاطر تو" به عنوان وجه اشتراک تمام ايرانيها در سراسر دنيا و احتمالا به محبوب ترين آهنگ ايرانی در طی 2 دهه ی اخير تبديل شد.
اين آهنگ در همه ی کلوپ های شبانه ٬ پارتی ها ٬ تلويزيون ها و ايستگاههای راديويی شنيده ميشد.
در آن زمان "فقط بخاطر تو" آنقدر همه گير شد که تقريبا به عنوان يک سرود ملی درآمد. اما خود منصور اظهار دارد که گاهی آهنگهای مورد علاقه ی خودش مورد توجه مردم قرار نميگيرد ; مانند آهنگ "انتظار" که منصور شخصا علاقه ی خاصی به آن دارد.
ششمين آلبوم منصور به بازار آمد December 2001در آلبوم "زندگی" که سومين همکاری منصور با شرکت ترانه بود. که طرفداران منصور با ديدن قيافه ی جديد او در ويدئوهای آلبوم زندگی ٬ شگفت زده شدند. منصور دراين باره ميگويد : (( من موهايم را بلند کردم زيرا ميخواستم نسبت به ويدئوهای قبلی ظاهر متفاوتی داشته باشم. من به همراه گروهArizona ٬ New Mexico ٬ Texas ٬ موسيقيی که با آنها کار ميکردم به Grand Canyon ٬ Monument Park و White Sands رفتیم تجربه ی بسيار خوبی بود که در همين زمان فيلم "آمريکای زيبا" در چندين فستيوال فيلم در Berlin ٬ Marrakech ٬ Gothenburg و Los Angeles به نمایش در آمد و از طرف منتقدان مورد ستايش قرار گرفت و چند جايزه به خود تعلق داد ; اين امر باعث شد منصور به شنونده های جديدی در سراسر دنيا معرفی شود. هفتمين آلبوم منصور با نام "ديوونه" ٬ دو آهنگ محبوب ديگر را از منصور معرفی کرد ; يکی "ديوونه" که نام آلبوم جديد او نيز بود و ديگری "عزيز دلمی". به تدريج طرفداران فارسی زبان جديدی از افغانستان ٬ تاجيکستان ٬ بحرين ٬ امارات ٬ قطر ٬ کويت و ترکيه نيز بر طرفداران قبلی منصور اضافه شدند ; درنتيجه منصور به يکی از موفق ترين هنرمندان خاورميانه تبديل شد.
زلزله ی ويران کننده ای در جنوب شرقی ايران در December, 26, 2003 رخ داد که بيش از 26 هزار نفر کشته و 9 هزار نفر مجروح بر جای گذاشت.
اين زلزله ٬ يکی از مصيبت بارترين بلاهای طبيعی قرن بود. منصور به ياد کسانی که در اين حادثه ی غم انگيز از دست رفتند ٬ ويدئوی جديدی برای نوروز 2004 تهيه کرد به نام "عيدی ندارم". ابتدا قرار بود اين آهنگ فقط در قالب يک ويدئو ارائه شود ٬ اما تقاضای طرفداران تا حدی بود که منصور تصميم گرفت اين آهنگ را به آلبوم آينده ی خود اضافه کند.
به دنبال ارائه ی آلبوم "فراری" ٬ منصور اميدوار است که طرفداران خود را از
فرهنگ ها و زبان های مختلف افزايش دهد.
امروز منصور قسمتی از زندگی ميليون ها ايرانيست. به نظر ميرسد که صدای منصور در هر خانه ای شنيده ميشود. در چنين روزگاری پيام اميدبخش منصور از هر زمان ديگری مهم تر است.
منصور به اين حرف گاندی اعتقاد دارد :‌ (( تو بايد همان تغييری باشی که انتظار داری در جهان به وقوع بپيوندد. ))
منصور در حال حاضر در لس آنجلس زندگی ميکند ٬ اما بيشتر وقتش به سفر در دور دنيا ميگذرد. گرچه منصور ديگر در ايران زندگی نميکند اما ايران هميشه قسمتی از وجود اوست و هميشه با او خواهد بود.

+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیستم خرداد 1391 و ساعت 9:51 |
                                                                         زندگی نامه ی امید:

امید سلطانی متولد 6 مرداد 1345 ، بچه چهار محال بختیاری ، پل چوبی ،ولی بزرگ شده تهران محله نواب مي باشد. امید دارای چهار خواهر و 4برادر هستش ، پدر وي حاج حسین نام دارد ولی ایشون در قید حیات نیستند .امید بزرگ خانواده سلطانی هست.هنگامی امید فهمید صدا دارد كه سال بيشتر نداشت .در نقاشي كشيدن مهارت بسياز خاصي دارد همان طور كه اين مهارت به دخترش ياسمين نيز رسيده است.در سن 18 سالگی امید به جبهه های جنگ رفت تا از میهن خویش و وطن مادری خود دفاع کند .امید میگفت سالها پیش که روی یه تابلویی درساختمان بزرگی کار میکردم ، درویشی منو صدا کرد ، وقتی كه رفتم پایین حرفهای عجیبی در باره من زد. درویش به امید گفته بود که تو در آینده فرد بسیار مهمی خواهی شد و میلییونها نفر برای تو دست می کشند و بر سر تو تاج میگذارند.وحتی چهره همسرآینده امید رو هم درویشبرایامید به تصویر کشید.سالها گذشت امید به ترکیه رفت ، خانه ای که امید درآن زندگی می کرد ، به گفته خود امید 25 روز فقط مشغول پاک کردن آن شد. امید به هوایدرس خوندن به ترکیه رفته بود ولی خودش می گفت درس خوندن حقیقتا جواب نمي داد. اما این بار امید به دنبال نعمت خدادادي خود رفت ، بلهصدای خود. در این بین امید از تحصیلات خود غافل نشد و تحصیلات خود را تا رشته مهندسی ادامه داد. امید اولین بار در یه کاباره ترکیه ای مشغولبه خوندن شد این صدای جادویی نظر خیلی از صاحب های کاباره رو به خود جلب کرده بود .همان طور که خود درویش چهره همسر آینده امید رو برای او به تصویر کشیده بود ، امید همسر خود را پیدا کرد ،قصه عشق امید و آرزو به گفته خیلیها مثل قصه عشق لیلی و مجنون می باشد. همان طور که خود امید در کارت عروسی خود نوشته بود ، امید به آرزوی خود رسید.اولین جرقه بزرگ زندگی امید با آلبوم اول او شروع شد ، آهنگ باران اولین آهنگ امید بود با شعر بسیاز زیبای رحمان شکوفه پور و آهنگ سازی کیومرث سلیم پور.امید رو خواننده غایب میدانستند چون اصلا تصویری از امید نداشتند ، ولی برای اولین بار تصویر امید رو حمید شب خیز پخش کرد. اولین کنسرت امیدهم در یک سالن بزرگ به نام هالیوود پلیدیوم برگزار شد یه سالن بزرگ که در اون زمان فقط با حضور 3 الی 4 خواننده پر می شد ، ولی امید برایاولین بار به تنهایی سالن رو پر از جمعیت کرد. بعد از اون امید با آلبوم هر دو عاشق با شعر بسیار زیبای استاد جهان بخش پازوکی و از شرکت ترانهدومين آلبوم خود را عرضه كرد..سومین آلبوم امید حضرت عشق نام داشت ، که قرار بود این آلبوم هم از شرکت ترانه به بازار عرضه بشه ، ولی بر اثرمسائلی که پیش آمد این امر میسر نشد. امید آلبوم حضرت عشق رو با شرکت کلتکس به بازار عرضه کرد.برای آلبوم چهارم امید متاسفانه مشکلویزا به وجود اومد و ایشون علیرغم میل باطنی خود مجبور به ترک آمریکا شد. امید در همان سال آلبوم چهارم خود به نام پرسه هاي عاشقانه را بهبازارداد.آهنگ ياسمين را براي دخترش ياسمين خوند كه شعر ازخانم ژاكلين و آهنگ آن محمد مقدم ساخته بودند.سال 1378 آلبوم پنجم امید به نام سربلند از طرف کمپانی کلتکس به بازار آمد .خواننده هاي مورد علاقه اميد :داريوش، ابي و معين مي باشند ولي اميد از كوچكي علاقه شديديبه صداي مازيار داشته است. از شاعرهاي محبوب اميد نيز مي توان به استاد جهانبخش پازوكي و استاد بابك رادمنش اشاره كرد.اميد دوباره به آمريكا بازگشت و آلبوم بسيار زيباي پيروزي كه شعرهاي اين آلبوم را آقاي رادمنش و تنظيم آن را فرزندش بارن رادمنش بر عهده داشتندوارد بازار كرد. در اين آلبوم آهنگ همسفر را براي همسرش آرزو خونده كه با شعر زيباي مسعود فردمنش و آهنگ سازي محمد مقدم به همراه بود. بهگفته خود اميد آقاي محمد مقدم آهنگ ساز فاميليش مي باشد.بعد از اين آلبوم كنسرت هاي اميد شروع شد . .اميد در همان سال با كاريخيرخواهانه و نيك توانست با هزينه خودش مسئوليت قلب 25 بچه را به عهده بگيرد كه نيمي از همين بچه ، بچه هاي بهبهان بودند.آلبوم هفتم اميدكه مجوعه اي از آهنگ هاي قديمي خود بود بازخواني كرده بود.

+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیستم خرداد 1391 و ساعت 9:42 |
                                                                                                                   زندگی نامه ی فرزاد فرزین:

فرزاد فرزین (زاده ۳ تیر ۱۳۶۰) خواننده ایرانی است. او به جز خوانندگی در آلبوم هایش ترانه سرایی و تنظیم هم کرده است. او کار موسیقی را به صورت رسمی از سال ۱۳۷۷ آغاز کرده است و چهارآلبوم رسمی دارد. همچنین سابقه بازی در فیلم‌های سینمایی از جمله «پسران آجری» ساخته مجید قاری زاده و " کنسرت روی آب " را داشته است. آخرین آلبوم او «شلیک» نام دارد.فرزاد فرزین موسیقی حرفه ای را در سال ۱۳۷۷ با «گروه کروز» شروع کرد. امّا به دلایل شخصی گروه را به قصد کار کردن روی آلبوم نخست خود (شراره) ترک کرد. تدارک «شراره» سه سال به طول انجامید و آلبوم در سال ۱۳۷۹ منتشر شد. آهنگسازی قطعه‌های شراره بر عهدهٔ خود فرزاد، «یاشار صباحی» و «علی ثابت» بود و ارژنگ حقانی آن را تنظیم کرده بود. پس از آن فرزاد فرزین همکاری با خوانندگان دیگر را شروع کرد و با افرادی چون «مهدی مقدم»، «مهدی مدرس» را آغاز کرد و در ترانه هایی با «رضا صادقی» و «امید آمری» نیز هم آواز شد. علاوه بر این او برای «امید آمری» و «مهدی مدرس» قطعه هایی تنظیم کرد و در آلبوم «متاسفم» از «محسن چاوشی» حضور افتخاری داشت. در این مدت او چند موزیک ویدیو هم تهیه کرد که برای کارهای بعدی او را دچار مشکل ساخت.بعد از شراره فرزاد کار بر آلبوم دوم خود، «تعقیب» را با تنظیم دوباره آهنگ‌های غیررسمی خود شروع کرد که متاسفانه توسط شخص یا اشخاصی که هویت آنها ناشناس ماند، به طور غیر رسمی منتشر شد. بعد از این مسئله، فرزاد به دنبال تیم جدیدی از آهنگساز و تنظیم کننده‌ها رفت تا روی آلبوم دیگری که «شوک» نام گرفت کار کند. شوک در سال ۱۳۸۷ به بازار عرضه شد و مورد توجه منتقدین قرار گرفت.بیشتر قطعات آلبوم با آهنگسازی فرزاد صورت گرفته بود و آهنگسازانی مثل «فرزاد فتاحی» و «شهاب اکبری» آنها را تنظیم کرده بودند. این آلبوم مورد توجه زیادی واقع شد و در جدول فروش، با فروش بیش از ۱۴۰،۰۰۰ نسخه، در رتبهٔ پنجم قرار گرفت.پس از موفقیت آلبوم شوک، فرزاد فرزین اقدام به اجرای کنسرت هایی در سراسر کشور کرد که از جمله آنها می توان به تهران، کرج (به همراهی محسن یگانه) و کیش اشاره کرد. فرزاد فرزین در سال‌های اخیر در تیتراژ برخی از برنامه‌های تلوزیونی از جمله «کوله پشتی» ، «شب به خیر تهرون» و « صبح آمد » را نیز اجرا کرده است. آلبومی که فرزاد پس از «شوک» به سراغ آن رفت، «شانس» نام داشت و او دوباره تیم کاری خود را تغییر داد. او در این آلبوم با تنظیم کنندگان سرشناسی چون «پدرام کشتکار» و «کوشان حداد» کار کرده و «حامد هاکان» نیز با او همکاری کرده است. «شانس»، اسفند ماه ۱۳۸۸ عرضه شد و در هفته نخست با فروش خوبی همراه شد.فرزاد فرزین در برنامه نوروزی شبکه سوم سیما حضور پیدا کرد و با همکاری «علی اصحابی» و «بهنام صفوی» قطعه‌ای مخصوص برنامه آماده کرد. این قطعه در نوروز ۱۳۹۰ قطعه مخصوص ویزه برنامه تحویل سال نو قرار گرفت.البوم جدید وی نیز اخیرا به بازار امده که شلیک نام دارد در این البوم یاحاکاشانی و زهرا عاملی و روزبه بمانی و خود فرزاد فرزین ترانه گفته اند.مجید رساییوانوشیروان تقوی و عباس لطیفی و خود فرزاد فرزین اهنگسازی کردندو کوشان حدادوانوشیروان تقوی و مهران خلیلی و نوید سپهر و عباس لطیفی و خود فرزاد فرزین تنظیم کرده اند. البوم شلیک در هفته ی دوم انتشار خود به چاپ دوم خود رسید.البوم دلصدا نیز اخیرا وارد بازار شده این البوم برای دفاع مقدس خوانده شده و فرزاد فرزین در این البوم قطعه ای به نام راه من اماده کرده.

+ نوشته شده توسط امین در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 15:9 |
                                                                                                                      زندگی نامه ی محسن یگانه:

محسن یگانه متولد ۱۳۶۴ که صدای وی برای اولین بار در سال 84 در آهنگی به نام نشکن دلمو که آهنگسازی آن نیزو ترانه سرایی آن از محسن یگانه و با همخوانی حامد هاکان و محسن چاووشی بود شنیده شد موفقیت این آهنگ نوید یک خواننده پرانرژی و با استعداد را می داد . آلبوم اول وی به نام سال کبیسه منتشر شد، بعد از موفقیت این آلبوم و همه گیر شدن حتی آن سوی مرز‌ها آلبوم دوم به نام "وقتی رفتی" منتشر شد. آلبوم سوم وی به نام "آخه دل من" است.متاسفانه براساس فرافکنی های بسیار در مورد آهنگهای وی به حدی رسیده است که برخی از طرفداران م.چاوشی این آهنگ را از آن م.چ می دانند و حتی به جایی رسیده است که حامد هاکان در یک مصاحبه با شبکه لس آنجلسی نیز این آهنگ ماندگار را از خود دانسته است . چند مورد از شعر ها از قبیل اگه عشق منی (با صدای اصحابی) آخه دله من ( با صدای اصحابی) نیز توسط محسن یگانه سروده شده است که در هنگام پخش نامی از ایشان برده نشد. متن صفحه. ۳ آلبوم اول وی به صورت زیر زمینی منتشر شد و چند سال به عنوان خواننده غیر مجاز شناخته می‌شد که بعد از تصمیم مجدد به اخذ مجوز از وازات ارشاد اسلامی گرفت بعد از یک سال سکوت و کش وقوس‌های زیاد عاقبت در مرداد ۱۳۸۷ آلبوم نفس‌های بی هدف را به بازار داد. آلبومی که خیلی‌ها شکستی برای محسن یگانه می‌داشتند دلیل آن هم به خاطر پخش چندین آهنگ از این آلبوم بود، ولی علی رغم لو رفتن چند آهنگ آلبوم به خوبی خریده شد.بعد از اولین آلبوم موفق محسن یگانه با فاصلهٔ دو سالی که در وقفه آلبوم محسن یگانه افتاد محسن یگانه بیشتر وقتش را صرف اجرای کنسرت کرد و با وسواس‌هایی که به خرج داد زمان زیادی را صرف آلبوم رگ خواب کرد. یگانه فرزند شهید است او در کودکی پدر خود را در جنگ تحمیلی از دست داد.

+ نوشته شده توسط امین در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 14:55 |

                                                 زندگینامه محسن چاوشی :

محسن چاووشی یکی از خوانندگان جوان و پرطرفدار ایرانی است . او در هشتم مرداد ماه 1358 ، در خرمشهر متولد شد. رشتهً تحصیلی او حسابداری است .فعالیت موسیقی را تقریبا از سالهای 70 شروع کرده و بتدریج بالا آمده تا اینکه دراواخر سال 1383 اولین آلبوم خود را منتشر کرد.                 

آلبوم نفر ین:
در بهمن 82 آلبومی میان جوان ها رواج پیدا کرد بنام " نفرین " . اکثر افرادی که آنرا گوش می کردند می پنداشتند که این آلبوم را " سیاوش قمیشی " یکی از خوانندگان لس آنجلسی اجرا کرده است . عده ای دیگر که تفاوت میان صدای خواننده و سیاوش قمیشی را فهمیده بودند معتقد بودند خواننده ی نفرین "(مجتبی کبیری )" ( یکی از خوانندگان داخلی که شبیه به سیاوش قمیشی می خواند ) است . تا اینکه بعد از گذشت چندی مشخص شد خواننده ی آلبوم نفرین " محسن چاووشی " می باشد. این آلبوم به صورت غیر قانونی وارد بازار شده بود و مجوز وزارت ارشاد را دارا نبود . در مصاحبه ای از او می خوانیم که این کارها به عنوان اتود به وزارت ارشاد تحویل داده شده بود تا آنها نظریه ی نهایی را روی آن اعلام کنند . وزارت ارشاد معین کرده بود که دو تراک این آلبوم باید حذف شود و از اتو تیون ( صاف کننده ی کامپیوتری صدا ) هم کمتر استفاده شود . مابقی کارها یکسری از مجوزهای لازم را گرفته بودند . همین که محسن می آید تا اصلاحیه ها را انجام دهد می بیند که آلبوم با کیفیت پایین دارد دست به دست می گردد و وبلاگ های انتشار موسیقی هم آن را برای دانلود قرار داده اند ! اینگونه آلبوم کفتر چاهی ( که به نفرین معروف است ) بدون مجوز وارد بازار موسیقی شد و باز هم در حرفهای محسن داریم که او خود بر آن شد تا آلبوم با کیفیت بالا را میان مردم پخش کند تا لااقل کارهایش بی کیفیت نباشند . در همان مصاحبه ها او بعد از دو سال اعلام کرده که از خواندن ترانه ی نفرین پشیمان است و حتی آنرا یک ترانه ی طنز می داند ، چرا که هیچ عاشقی معشوقش را نفرین نمی کند.
آلبوم خودکشی ممنوع:
تقریبا یکسال گذشت . تابستان 84 آلبومی به نام " خودکشی ممنوع " وارد بازار شد . چاووشی در این آلبوم قطعاتی از اشعار آلبوم کفتر چاهی را جدا کرد و آنها را پشت سر هم بر روی موزیکی خواند و با این کار خود به همه فهمانید که آلبوم کفتر چاهی را او خوانده است . در آلبوم خودکشی ممنوع دو فرد دیگر نیز معرفی شدند. محسن یگانه و حامد هاکان از هم خوانان محسن چاووشی در این آلبوم بودند . این آلبوم هم به طور زیرزمینی پخش شد.
در آهنگ خودکشی ممنوع ، شعر اصلا خودکشی را رد و یا تایید نمی کند . اما محسن چاووشی با اضافه کردن مصاحبه ای که بین خودش و حامد هاکان در میان آهنگ ترتیب داده گفته که خودکشی کار درستی نیست و همچنین حدیثی را از حضرت علی نقل می کند . عده ای معتقدند در ابتدا تراک خودکشی ممنوع بدون این قسمت بوده و بعدا این قسمت به آن اضافه شده . در کل این آلبوم محسن هم بدون مجوز راهی بازار شد و افراد بیشتری را به او علاقه مند کرد
آلبوم بعدی محسن لنگه کفش بود که در زمستان 84 وارد بازار شد و باز هم به صورت زیر زمینی. البوم لنگه کفش آلبومی بود که بعد از کار خودکشی وارد بازار شد.بعد از این آلبوم به علت اختلاف سلیقه در انتخاب اشعار و نوع وسبک کار همکاری محسن چاوشی و حامد حاکان پایان یافت.محسن چاوشی در سال 85 نیز آهنگسازی کار داریوش مهرجویی یعنی علی سنتوری را عهده دار شدو در این فیلم چند ترانه به یاد ماندنی را خواند که با چهره بهرام رادان این کارها در فیلم قرار گرفت که متاسفانه این کار هم به دلیل برخی مسایل هیچ گاه مجوز اکران نگرفت .چاوشی در شهریور 85 آلبوم متاسفم را ارایه داد که در آن با فرزاد فرزین و محسن یگانه و همینطور دی جی عابد همخوانی کرده بود.

+ نوشته شده توسط امین در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 6:9 |
                                      زندگی نامه ی دی‌جی علی‌گیتور

علی اصغر مواساط (به انگلیسی: DJ Aligator) زادهٔ ۱۰ مارس ۱۹۷۵ که با نام دی‌جی علی‌گیتور شناخته می‌شود، دی‌جی و خوانندهٔ ایرانی است . او در سال ۱۹۹۹ با آهنگ «سوتی» (به انگلیسی: The Whistle Song) در کشور دانمارک به شهرت رسید . او در کنار خوانندگی به آهنگسازی نیز می‌پردازد . او آهنگ‌هایش را به گفتهٔ خودش، به سبک‌های ترنس و کلاب می‌سازد.متن ترانه آهنگهایی مانند "Lollipop"، "The Whistle Song" و "Doggy Style" - که به خاطر کلمات کنایه‌آمیز جنسی شناخته شده هستند - را خود دی جی علی گیتور تهیه نکرده؛ بلکه کار رپر دانمارکی (Al Agami) است.وی یکی از ترانه‌های خود به نام « موسیقی زبان من است» را به همراه آرش لباف خوانده است.وی یکی از ترانه‌های خود به نام « Trash The Club» را به همراه رپر ایرانی یاس خوانده است .

+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 و ساعت 20:14 |

زندگی نامه ی selena gomez:

سلنا ماری گومز (به انگلیسی: Selena Marie Gomez) (زاده: ۲۲ ژوئیه ۱۹۹۲) بازیگر و خواننده اهل آمریکا است. او بیشتر به خاطر بازی در نقش آلکس روسو در سریال کمدی «جادوگران سرزمین لرزان» از شبکه دیزنی به شهرت رسیده‌است. وی بازیگری را با نقش آفرینی در فیلم‌های تلویزیونی شروع کرد. جدیدترین آلبوم وی «وقتی خورشید غروب می‌کند» (when the sun goes down) نام دارد.

زندگی شخصی

نام مادر وی مندی تیف بوده و اصلا ایتالیایی تبار است. مادر گومز دارای سابقه بازیگری نیز بوده پدر وی، ریکاردو گومز، اصلیت مکزیکی دارد. پدر و مادر سلینا وقتی که وی ۵ ساله بوده از هم جدا شدند. مادر وی دوباره در سال ۲۰۰۶ ازدواج کرد. سلنا دیپلم دبیرستان خود را در می‌۲۰۱۰ از طریق تحصیل در منزل دریافت کرد. او مسیحی کاتولیک است و در سن ۱۲ سالگی حلقهٔ خلوص مسیحیان (Purity ring) را بدست کرد ولی در سال ۲۰۱۰ آن را دراورد. پنج سگ نجات یافته دارد و خود را «عاشق حیوانات بزرگ» می‌داند. او دوست‌دختر جاستین بیبر، خواننده و ترانه‌سرای اهل کانادا است.

فعالیت‌های شغلی

سلنا گومز، فعالیت‌های بازیگری، خوانندگی، نوازندگی و همچنین شاعری و دوبلری یک کارتون به اسم هورتون را دارد. بازی در نقش مری سانتیاگو در فیلم another cinderella story و رقصیدن زیبا و بی نظیر وی همراه با اندرو سیلی، موجب شد تا وی شهرت بسیار خوبی پیدا کند. اکنون وی به یکی از بزرگ‌ترین ستارگان جوان امریکا تبدیل شده‌است.

بازیگری

وی شغل بازیگری خود را در سن ۷ سالگی با بازی در فیلم بارنی و دوستان اغاز کرده. سپس عهده دار نقش مکملی در فیلم بازی تمام شده شد. در سال ۲۰۰۴ استعداد وی مورد توجه عوامل شبکه والت دیزنی قرار گرفت وی ابتدا به عنوان بازیگر مهمان در چند فیلم از جمله هانامونتانا Hannah Montana و مجموعه زندگی زاک وکدی The Suite Life of Zack & Cody بازی کرد. سپس عهده دار نقش اصلی در مجموعه Wizards of Waverly Place شده حضور وی در مجموعه Disney Channel movie در سال ۲۰۰۹ سبب شد تا این مجموعه به بیش از۱۱٫۴ میلیون بیننده در اولین قسمت خودش دست یابد. از دیگر کارهای وی، بازی در نقش اول another cinderella story و بازی در نقش اول فیلم princess protection که نقش اول را با demi lovato با هم بازی می‌کردند. وی به تازگی فیلمی بازی کرده به نام Ramona and Beezus که Joey King در آن نقش Ramona و سلنا نقش خواهر بزرگترش Beezus را بازی می‌کند. این فیلم سینمایی برگرفته از رمان‌های متعدد Ramona & Beezus ساخته شده‌است که به تازگی نیز به روی پرده رفته‌است. monte carlo فیلم دیگری است که در تابستان ۲۰۱۱ به روی پرده رفت. فیلم مونت کارلو اول جولای به روی پرده سینما رفت و تقریبا بعد از یک هفته با ۷،۶۰۰،۰۰۰ میلیون دلار فروش رتبهٔ پنجم را به دست آورد.

موسیقی

فعالیت فردی

در سال ۲۰۰۸ گومز موزیک ویدیو Cruella de Vi را برای آلبوم تلفیقی DisneyMania ۶ کمپانی دیسنی و سه تک آهنگ برای موسیقی متن فیلم Another Cinderella Story ضبط کرده‌است. او همچنین ترانهٔ Fly to Your Heart برای انیمیشن Tinker Bell سال ۲۰۰۸ را خوانندگی کرد. سلنا در ماه جولای سال ۲۰۰۸ یعنی قبل از تولد شانزده سالگی اش باHollywood Records (از زیر مجموعه‌های کمپانی دیسنی Disney)قرار داد بست. در سال ۲۰۰۹, گومز ترانهٔ One and the Same را با دمی لواتو(Demi Lovato)برای فیلم «برنامهٔ حفاظت از شاهزاده» (Princess Protection Program) همخوانی کرد.

فعالیت گروهی

سلنا گومز عضو گروه پاپ نوجوانان Selena Gomez & the Scene است. اعضای گروه شامل سلنا گومز-خواننده-اتان رابرتز(Ethan Roberts)-گیتار- جوی کلمنت (Joey Clement) -گیتار برقی- گرگ گارمن (Greg Garman)-طبل-ودن فارست (Dane Forrest)-کیبورد- می‌باشد. این گروه تا به حال ۳ آلبوم استودیویی به نام‌های Kiss And Tell و A Year Without Rain و when the sun goes down منتشر کرده‌است. آلبوم Kiss And Tell در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹ از طریق کمپانی ضبط Hollywood Records منتشر شد که در ۵ مارس ۲۰۱۰ موفق به گواهینامه گلد از طرف انجمن صنفی ضبط موسیقی آمریکا(RIAA) شد. تک آهنگ "Naturally" آلبوم نیز در ۱۵ جولای همان سال نشان پلاتینیوم (RIAA)رااز آن خود کرد. این گروه دومین آلبوم خود(A Year Without Rain)را در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۰ منتشر کرد که در همان آغاز با ۶۶۰۰۰ نسخه فروش چهارمین آلبوم پرفروش در لیست بیلبورد ۲۰۰ (Billboard 200) آمریکا شد. سومین آلبوم باند با نام «when the sun goes down» در ۲۸ جون ۲۰۱۱ منتشر شد.

+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 و ساعت 23:24 |
                                         زندگی نامه ی sasy mankan

ساسان یافته ملقب به ساسی مانکن (۱۲ آبان ۱۳۶۵-اهواز[۱]) یکی از خوانندگان رپ است. وی بسیاری از آثارش را در همراهی با حسین مخته و علیشمس اجرا می‌کرد. اما هم اکنون وی همکاری خود را با حسین مخته و امیر مسعود قطع کرده‌است و به تک خوانی روی آورده است.در سال ۱۳۸۸ در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری ایران، خبر دیدار مهدی کروبی، یکی از نامزدهای ریاست جمهوری، با ساسی مانکن با توجه به فعالیت بدون مجوز این خواننده، مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت.[منبع بهتر] برخی منابع از اجرای زندهٔ ساسی مانکن برای کروبی نیز خبر دادند.ساسی مانکن در ۷فروردین ۱۳۸۹ در حالی که برای انجام چند جشن خانگی در کیش به سر می‌برد بازداشت شد. بعضی از منابع علت بازداشت او را حمایت از مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری دانستند.

+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 و ساعت 23:15 |
 

                                               زندگی نامه ی yas  

نام : یاسر

نام خانوادگی : بختیاری

لقب : یاس

سبک : رپ - اجتماعی- اعتراضی

تاریخ تولد : ۳۰/خرداد/۱۳۶۱

یاسر بختیاری در 30 خرداد 1361 در تهران متولد شد او در سن 16 سالگی ابتدا با گوش دادن به موسیقی رپ کار خود را آغاز کرد و این زمانی بود که پدرش از سفرهای تجاری اش از آلمان برگشت و برای او آخرین سی دی توپاک و سایر موسیقی های هیپ هاپ را آورد . پس از مرگ ناگهانی پدرش ، یاس با پذیرش مسئولیت خانواده و مراقبت از آنها مواجه شد . با بدهی هایی که پدرش برجا گذاشته بود به سختی قادر بود که از عهده خانواده و مخارج زندگی بر آید . یاس در سن 18 سالگی مجبور شد تمام آرزو های دانشگاه خود را کنار بگذارد و دانشگاه را ترک کند و شروع به کار نمود تا از کل خانواده حمایت نماید . این مقارن با زمانی بود که او شروع به نوشتن شعر نمود و سپس شعرها رابه موسیقی تبدیل کرد . این اولین راهی بود که او را با ذهن و فکر پدرش نزدیک میکرد . پس از زلزله بم در ایران ، یاس از جان باختن بسیاری از مردم ایران ( تقریباً 50 هزار نفر ) در این حادثه ، به شدت ناراحت شد و او آهنگ " بم " را برای اولین بار نوشت و این آغاز حرفه خوانندگی او بود . او تشخیص داد که از طریق موسیقی رپ می تواند به مردم نزدیک شود و می تواند به سادگی و ساده تر از تمام فرم های موسیقی که فقط شامل چند دسته خواننده و شعر است تمام منظور خود را بیان کند . و فهمید که از طریق موسیقی ، قادر است به مردم الهام ببخشد و الهام بخش میلیون ها جوان ایرانی باشد ، سپس او تصمیم گرفت تا آهنگ های خود را برای دولت مطرح کند و مجوز ارائه یک آلبوم را بگیرد . او از مقامات اداری سالیان زیادی پاسخ نشنید . او تلاش زیادی کرد و بارها و بارها سبک آهنگ های او را ( رپ ) مورد استهزاء قرار دادند تا جایی که می گفتند شبیه خواندن روزنامه است . تا زمانی که با تلاش های او ، برای 6 آهنگ از 10 آهنگ او ، مجوز توسط دولت جمهوری اسلامی صادر شد ، او گفت که من در آهنگ هایم نفرین نمی کنم و راجع به سکس و تخلفات چیزی نمیگویم ، من می خواهم با افتخار در جلوی خانواده ام آهنگ هایم را اجرا کنم ، آهنگ من معمولاً با گله و شکایات از جامعه آغاز میشود . اما پایان آن همیشه امید است . و اهمیت این کار ، الهام بخشیدن به نسل جدید است تا از بهترین قوه پتانسیل و نهفته ی خود بهره بگیرند . در ضمن ما به این نیاز داریم و به این ترتیب در طول مدت کوتاهی یاس توانست از خواندن در جلوی یک دسته ی کوچک از مردم برای تمام ایران بخواند . موسیقی و آهنگ های او ، هم اکنون به وسیله ی میلیونها نفر دانلود می شود و به آن گوش می دهند و در وبسایت ها و پرشین بلاگ های مختلف می توان آنها را دید . در سال 2006 ، یاس آهنگ " سی دی رو بشکن " را نوشت و این درباره یک هنرپیشه ی زن ایرانی بود که قربانی لو رفتن فیلم شخصی خود شده بود . رسوایی کار این قربانی تا جایی پیش رفت که او کار خود را از دست داد . در آواز های یاس ، افرادی مورد انتقاد قرار گرفتند که در پخش کردن رسوایی مردم دخیل بودند و از آنها خواست تا این کار شرم آور را متوقف کنند . این آهنگ ، باعث شد تا جوانان ایرانی تکانی بخورند و هزاران نفر نوشتند و اعتراف کردند که این کار ( پخش سی دی ) را کنار گذاشتند و سی دی مذکور را شکستند . این آهنگ به وسیله میلیونها نفر فقط در ایران گوش فرا داده شد و دانلود گردید . آهنگ های یاس از آب های بین المللی نیز فراتر رفته و هم اکنون صدای نسل جدید چه در ایران و چه در خارج شده است و البته اغلب به او " توپاک فارسی " لقب داده اند . آهنگ " هویت من " با افتخار میراث فارسی توسط او خوانده شد و یاد آور فیلم جنجال بر انگیز 300 بوده است . این آهنگ به نوعی سوال و جواب ملی بوده که برای نسل های جوانتر به ویژه یهودیان ایرانی که مایلند تا خود را به فرهنگ و تاریخ غنی ایران ربط دهند بوده است . موسیقی او دارای یک فرم استاندارد جدید برای رپ فارسی می باشد و الهام گرفته از بسیاری از رپرهایی است که با پیام های مثبت و پر مفهوم وارد موسیقی می شوند . او با سایر موسیقیدانان همکاری دارد و قصد او معرفی رپ فارسی به جهان است . ضمناً یاس پیام امید و وحدت خود را به همه ی دنیا فرستاده است و به وسیله رسانه های گروهی جهان از او مصاحبه به عمل آمد که شبکه CNN و BBC و نشنال جغرافیا از آن جمله هستند . او همچنین قراردادی را با شرکت نشر موسیقی آمریکا " مدیبیا " به امضا رساند . انتشارات اِور گرین ( همیشه سبز ) ( اورگرین ، خانه ی آخرین کاتالوگ توپاک شاکور است که به وسیله آن مجوزی برای آواز خانی یاس و توپاک برای نشان دادن پل فرهنگی میان آن ها صادر شد ) .
+ نوشته شده توسط امین در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 و ساعت 22:37 |
                                                             زندگی نامه ی انریکه

انریکه ایگلسیاس » فرزند « خولیو »ی بزرگ خواننده و آهنگساز مشهور اسپانیایی که در اسپانیا و سراسر جهان سر بلند کرده، در دو سه سال اخیر در کنار ستارگانی همچون ریکی مارتین ، رابی ویلیامز ، جنیفر لوپز ، بریتنی اسپیرز، سلن دیون ، شکیرا و ماریا کری خود را به عنوان یک سوپر استار محبوب مطرح نموده است.

انریکه که به هفت زبان زنده دنیا آواز می خواند، حرفه خود را در سال 1995 هنگامیکه تقریباً 20 ساله بود، آغاز کرد و حضور خود را در دنیای موسیقی با نخستین آلبومش که مخفیانه و بدون کمک هیچ کس و حتی بدون اطلاع خانواده از 16 سالگی طراحی و برنامه ریزی کرده بود، آماده کرد. از آن زمان تا کنون انریکه همواره در اوج بوده است.

میلیونها نسخه از نخستین آلبوم وی در سه ماهه ی اول به فروش رفت و نخستین رکورد طلا را در پرتغال پس از سه هفته فروش آلبوم به دست آورد. انریکه که عمدتاً به سه زبان اسپانیایی ، ایتالیایی و پرتغالی ترانه اجرا نموده و حرفه اش را با زبان اسپانیایی شروع کرد، نخستین آلبوم به زبان انگلیسی خود را در سال گذشته( 1999 ) منتشر ساخت. وی تاکنون ترانه های بسیاری را به زبان انگلیسی سروده و برای بیش از 16 ترانه از سه آلبوم خود شعر و موسیقی نوشته است.

« انریکه ایگلسیاس » همیشه شوخ طبع، بذله گو، با اخلاق ورزشکارانه و جوانمردانه، پرشور و حرارت، رمانتیک، قدیمی مسلک و فردی خوش بین با تفکر مثبت است. انریکه عاشق سینما و بیننده ی پروپاقرص تلویزیون است و هر نوع موسیقی که فرصت کند گوش می دهد. وی از عکاسی، ریاکاری، لیموزین و افرادی که انگیزه های بی اهمیت دارند و یا صبح ها زود بیدار می شوند، متنفر است ! وی در عین حال عاشق فوتبال و طرفدار تیم « رئال مادرید » است. انریکه از سن هفت سالگی در « شهر میامی ایالت فلوریدا » زندگی کرده و همان جا به مدرسه رفته، وی از سه فرهنگ کشورهای اسپانیولی زبان، اروپایی و آمریکایی مهمترین بهره را برده که هر کدام از این فرهنگ ها با جذابیت های موسیقیایی خاص خود بر وی تأثیر گذاشته اند. جالب اینکه موسیقی اسپانیولی انریکه حتی آسیا را هم فتح کرده است.

نخستین آلبوم انریکه که در اواخر سال 1995 منتشر شد، وی را در طول سال 1996 محبوب ترین هنرمند موسیقی لاتین نمود. وی دیگر بار در سال 1997 با آلبوم « ویویر » مطرح شد و در سال 1999 امتیاز فوق العاده ایی در عرصه بین المللی با ترانه ی تکی دلنشین

Bailamos به دست آورد.

وی در پی آن، سال بعد آلبوم زیبای « انریکه » را منتشر ساخت. به واقع انریکه تا به امروز کاری فشرده ، مترقی و البته موفق را انجام داده، تصویر او بر روی جلد بیش از 250 مجله چاپ شده و خود نیز در بیش از 190 برنامه ی تلویزیونی در 23 کشور جهان حضور یافته یا برنامه ضبط کرده است.

انریکه دومین تور موسیقی به دور دنیا را در سال 1999 شروع کرد و در اروپا،آمریکا و آسیا ، بیش از 80 کنسرت اجرا نمود. انریکه در سال گذشته ترانه Could I Have This Kiss Forever را همراه ویتنی هوستون خواننده و بازیگر سیاه پوست اجرا کرد که مورد توجه بیش از حد علاقمندان موسیقی قرار گرفت.

ضمن اینکه چندی پیش ترانه ی « با تو بودن » از از انریکه در رده ی نخست بیلبورد، جدول رده بندی موسیقی پاپ ، جای داشت. به جرأت می توان گفت انریکه یکی از محبوب ترین و پرفروش ترین خوانندگان لاتین در بازار جهانی موسیقی است.

انریکه ی جوان در ایران نیز بسیار محبوب است و هواداران بی شماری دارد. انریکه علاقمندی خود را به ایران و ایرانیان ابراز کرده و با خواندن ترانه ی « باور کن » با زبان فارسی، به ابراز احساسات علاقمندان ایرانی اش پاسخ داد و از آنها خواست تا او را باز هم بیشتر باور کنند و اینگونه است بر محبوبیت خود در بین جوانان ایرانی افزود.

انریکه در یک نگاه :

نام کامل : انریکه میگوئل ایگلسیاس پریسلر

نام پدر : خولیو ایگلسیاس

تاریخ تولد : 8 می 1975

محل تولد : مادرید – اسپانیا

ساکن : شهر میامی در ایالت فلوریدای آمریکا

بازیکن مورد علاقه : لوئیز فیگوتیم مورد علاقه : رئال مادرید

انریکه در مسیری پا گذاشت که به راستی مسیر تعالی و پیشرفت وی شد. پدرش هم از چهره های مطرح موسیقی اسپانیا به شمار می رود.وی پس از انتشار اولین آلبوم خود در صنعت موسیقی جاودان شد و هنوز هم جزء پرفروش ترین چهره های موسیقی جهان به شمار می آید.

انریکه اولین آلبوم خود را در سال 1995 عرضه کرد. اگر چه طرح چنین آلبومی را از سن 16 سالگی در سر می پروراند. ایزابل و خولیو ، پدر و مادر انریکه چندان به هم نزدیک نبودند و در طی دوران کودکی وی پدرش همواره از خانه دور بود و به فعالیت های هنری خود می پرداخت. مادرش هم تقریباً از خانه دور بود؛ به خاطر کارش که روزنامه نگار مادرید بود. انریکه تحت مراقبت و سرپرستی دایه اش « الویرا اولیوارس » رشد کرد.

او دوران کودکی اش را در میامی به سر برد. او در هفت سالگی عازم میامی شده بود که علت آن فعالیت پدر بزرگ وی و گروههای مافیایی بود. او درباره پنهان نگهداشتن علاقه اش به موسیقی در مقابل والدین خود می گوید : « من هرگز نخواستم به والدین خود بگویم؛ احمقانه به نظر می رسد ، من به آنها احترام می گذاشتم و احساسی من را منع می کرد؛ درست شبیه اینکه شما شام می خورید و سر شام می گویید : پدر من می خواهم خلبان شوم و پدر شما می گوید : ساکت باش و خوردن را ادامه بده و من نمی خواستم چنین حرفی را بشنوم.

آلبوم نخست او موفقیت زیادی به همراه داشت و در آن ایام بیش از 6 میلیون نسخه فروش رفت.آلبوم دومشVivir هم بیش از 8 میلیون نسخه فروش کرد.

استعداد انریکه باعث گسترش حوزه خوانندگی او به چندین زبان گردید. او به تلویزیونMTV گفت : « بله ، من می خواهم بهترین خواننده هر دو زبان باشم.»

من علاقه دارم موسیقی پاپ اجرا کنم، چرا که علاقه من همچون یک کودک روز به روز افزون می شود.

انریکه یک موسیقی دان ساختار شکن نیست، او خود در این باره می گوید : « اکنون همه درباره جنبش های هنری لاتین و ساختار شکنی می گویند، من از این کلمه تنفر دارم؛ ساختار شکنی بدون دلیل.»

در سال 1996 ، انریکه جایزه « گرمی آوارد » را برای اجرای بهترین موسیقی لاتین از آن خود کرد. در سال 1997 هم جایزه « بیلبورد آوارد » را برای بهترین آلبوم سال بدست آورد. در نهایت او جایزه پرطرفدار ترین هنرمند مرد لاتین در عرضه موسیقی را کسب کرد. جایزه ایی که شاید مدرکی بر تسلط بی چون و چرای او بر تاریخ موسیقی لاتین باشد.

انریکه و تسلط به 4 زبان

انریکه ایگلسیاس در تاریخ 8 می 1975 در مادرید اسپانیا چشم به جهان گشود. پدرش « خولیو ایگلسیاس » یکی از معروفترین خواننده ها و موزیسین های دنیاست. او در محیطی هنری بزرگ شد. وی در ابتدا به یاد گیری زبان انگلیسی پرداخت و اولین آلبوم خود را در سال 1995 به زبان انگلیسی عرضه کرد. البته انریکه رابطه نزدیکی با پدرش نداشت؛ زیرا خولیو همیشه در سفر بود. وی وقتی کوچک بود به همراه پدرش به میامی رفت. او نیز مانند پدرش به موسیقی علاقه داشت. پدر می خواست که انریکه خلبان شود، اما در قلب انریکه علاقه به موسیقی موج می زد.

اولین آلبوم او در 6 میلیون نسخه به فروش رفت. انریکه به زبانهای ایتالیایی ، پرتغالی ، انگلیسی و زبان مادری اش ؛ یعنی اسپانیایی ترانه می گفت. او در سال 1996 در مسابقه برگزاری اجرای ترانه به زبان لاتین برنده شد و سرانجام با « سوفیا ورگارا » که مدت طولانی نامزد بود، ازدواج کرد.

انریکوبه 4 زبان انگلیسی و اسپانیایی و ایتالیایی و پرتغالی تا حالا خوانده است که ترانه های اسپانیایی و انگلیسی او بیشتر مورد استقبال بوده، آلبوم "coasas del amor" را در 3 سال به تنهایی ضبط کرده و بدون اینکه خانواده اش بفهمند به بازار داده انریکو می گوید من هیچ وقت نمی خواستم اینو به خانواده ام بگم چون مورد تمسخر واقع می شد من برای اون خیلی احترام می گذاشتم و واقعا خواستارش بودم مثل زمانی که مثلا شما دارید شام می خورید و به پدرتان می گویید من می خواهم خلبان شوم و او هم در جواب می گوید حرف اضافی نزن و شامتو بخور من هیچ وقت نمی خواستم اینو بشنوم.
خواندگانی چون لایوئل ریچی در زمان جوانی روی او تاثیر گذاشته بودند .پس از آن آلبوم vivir" "را به بازار عرضه کرد که برنده ی جایزه ی گرمی شد او حتی موفقیت های دیگری را نیز تا سال 99 به چنگ آورد و ترانه های ""Bailamos او به صدر صد آهنگ برتر در سپتامبر در انگلستان رسید.
انریکو تا کنون 116 جایزه پلاتینیوم رکورد و 227 جایزه Gold (بهترین دستاوردهای هنری) را گرفته.می توان گفت انریکو می خواهد رکورد پدرش را بزند پدرش 250 میلیون نسخه از آلبوم هایش را فروخته که انریکو در صدد است این رکورد را بزند.
انریکو هچنین در فیلم ""Once Upon A Time In Mexico (روزی روزگاری در مکزیک) به کارگردانی رابردت رودیگوئز همراه بازیگرانی مانند آنتونیو باندراس و جانی دپ شرکت کرده.
انریکو اصلا ساعت به دستش نمی بنده اما مشخص نیست که چرا در یک تبلیغ ساعت شرکت کرده و اونو به مشتش بسته همچنین انریکو آدم ولخرجی نیست و عادت به ولخرجی نداره و همیشه پول کمی در جیبش می گذاره اما معلوم نیست که وقتی با آنا بیرون میره چقدر پول همرا خودش می بره!؟!انریکو به کلاه آبی علاقه منده و بین کارتونها هم از باگز بانی و پینوکیو خوشش میاد همچنین بهترین هدیه کریسمسو سپری کردن اوقات با دوستانش می دونه و همه جور مجله ای هم می خونه.


+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 21:2 |
                                                     زندگی نامه ی آرش

آرش در تهران زاده شد  ولی پدر وی اهل اصفهان و مادرش اهل شیراز است  آرش در مصاحبه‌ای اعلام کرده‌است که پدر پدربزرگش یک آذری بوده‌است. وی تا سن ده سالگی در تهران زندگی و پس از آن به اروپا مهاجرت کرد. در اواخر دهه هشتاد او به سوئد رفت. آرش و خانواده‌اش در آغاز به شهری با نام اوپسالا رفتند و به مدت ۵ سال در آنجا ماندند و سپس از اوپسالا به مالمو رفتند. جایی که آرش هنوز در آنجا زندگی می‌کند.

به دلیل اشتیاق زیادش به موسیقی، پس از رفتن به کالج، شروع به نوشتن موسیقی کرد. در ابتدا کار خود را در گروهی به همراهی کامرون کارتیو و چند تن دیگر آغاز کرد که در کلوپ‌ها و بارها می‌خواندند. اما پس از آنکه آرش در موسیقی پیشرفت بیشتری کرد، سرانجام پس از تلاش فراوان نخستین آلبوم خود را در ۲۲ سپتامبر سال ۲۰۰۴ منتشر کرد. او مستقیما در جدول‌های موسیقی تاپ ۱۰ سوئد شماره یک شد و پس از مدتی نیز در تمام اروپا به شهرت رسید و آلبوم او سومین آلبوم پر فروش شناخته شد. هم‌اکنون او به دلیل استقبال خوبی که از آهنگ‌هایش در کشورهای مختلف دنیا شده، از شهرت جهانی برخوردار است.وی علت اینکه به زبان فارسی و نه انگلیسی می‌خواند را عشق به ایران و زبان فارسی عنوان کرد .

خبرسازترین رویداد مربوط به آرش، مربوط به پیش از جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان می‌شود. آرش ترانه «ایران ایران» را به نمایندگی از کشور ایران با همان ملودی «موزیک زبان من است» اجرا کرد.

او در مسابقه آواز یوروویژن ۲۰۰۹، آیسل تیمورزاده نماینده جمهوری آذربایجان را با آهنگ همیشه همراهی کرد. او همراه با آیسل در این مسابقات پس از نمایندگان نروژ و ایسلند و بالاتر از نمایندگان کشورهایی چون بریتانیا و ترکیه به مقام سوم رسید.

+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 17:9 |
                                           زندگی نامه ی shakira

پس از به شهرت رسیدن در سرتاسر امریکای لاتین شکیرا که خود اهل کلمبیا بود به بزرگترین خواننده زن پاپ از زمان "جنیفر لوپز" ( که درهای موفقیت در زبان انگلیسی را گشوده بود) ، تبدیل شد. او به خاطر داشتن سبک پرخاش جو و متاثر از راک برجسته و مشهور بود . شکیرا همیشه کنترلی باور نکردنی بر روی کارهای خود داشته است به خصوص به عنوان یک هنرمند زن. او تقریبا تمام کارهایش را خود یا با کمک دیگران می نویسد و در این جریان شهرت زیادی به عنوان یکی از بلند پروازترین ترانه سرایان موسیقی لاتین بدست اورده است. زمانی که او اولین کار خود به زبان انگلیسی را در سال 2001 منتشر ساخت به سرعت به یکی از بهترین های پاپ تبدیل شد در حالی که احساس عمیق و شاعرانه اش و نیز از ویدئوهای گرم او كمك فراوانی می كند. "شکیرا مباراک" ( نام کامل: شکیرا ایزابل مباراک ریپول ) در2 فوریه ی سال 1977 در کلمبیا در خانواده ای فقیر متولد شد. مادر او اهل کلمبیا و پدرش اهل لبنان بود بنابراین اودر کودکی هر دو نوع موسیقی را از دو فرهنگ مختلف یاد گرفت. او همچنین بسیار به راک اند رول گوش می داد و گروه های Led Zeppelin و the Beatles و the Policeو the Cure و Nirvana را گروه های مورد علاقه ی خودمی داند. او در سن هشت سالگی اولین ترانه ی خود را نوشت. او در یازده سالگی شروع به یادگیری نواختن گیتار کرد در همین سن ماجرایی برای او پیش امد و آن اخراج از گروه همخوانان مدرسه بود.(به این دلیل كه او خیلی غلیظ می خواند و حقیقتا فراتر از یك گروه همخوانان معمولی!) درسال 1990 و در سیزده سالگی شکیرا به امید تبدیل شدن به یک مدل به Bogotá رفت اما به جای آن قراردادی برای ضبط موسیقی برای یک بخش سونی کلمبیا امضا کرد. اولین آلبوم او یعنی Magia شامل آهنگ هایی بود که او در طول پنج یا شش سال قبل نوشته بود و در بر گیرنده ی اولین تلاش های او در این راه بود.هرچند که این آلبوم موفقیتی جهانی برای او در بر نداشت اما نام او را در کشورش بر سر زبانها انداخت. او به خاطر طبیعت پاپ گونه ی کار بعدی اش که در سال 1993 با نام Peligro (خطر) منتشر شد ناراضی بود ، شکیرا مسیرش را برای مدتی تغییر داد و در سال 1994 به عضویت کمپانی نمایش های تلوزیونی "El Oasis" درآمد. زمانی که شکیرا در سال 1995به ضبط موسیقی بازگشت کنترل بیشتری بر روی موسیقی خود نشان داد و بیشتر بر روی راک اند رول کار کرد _به علاوه طنین عربی_در میان کار پاپ لاتین او به چشم می آمد. اولین نتایج این کار"Pies Descalzos"(پای برهنه) بود که در سال 1995 منتشر شد و در ابتدا به کندی به فروش می رسید . آلبوم کم کم شروع به دریافت تقدیرهای متفاوت برای Estoy Aqui که موفقیت بزرگی در سرتاسر امریکای لاتین و نیز اسپانیا کسب کرده بود، کرد. پس از پیشرفت" Pies Descalzos" او به ساختن مشتقات آن ادامه داد یعنی: "Dónde Estás Corazón" و "Antología" و "Pienso en Ti" و "Un Poco de Amor" و "Se Quiere, Se Mata".البوم رتبه ی اول را در هشت کشور جهان کسب کرد و سرانجام در امریکا حدود 300000 نسخه به فروش رسید. شکیرا دو سال را به گردش و ترقی گذراند (او سرانجام در 1997 El Oasis را ترک کرد.). شکیرا در جست و جوی موفقیت "امیلیو استفان" همسر گلوریا را که یک فرد موفق در موسیقی بود به عنوان مدیر و تهیه کننده ی کارهایش انتخاب کرد. حرکت او زمانی نتیجه داد که آلبوم بعدی او در سال 1998با نام Dónde Están los Ladrones (دزد ها کجا هستند) موفقیتی بزرگ تری نسبت به قبلی کسب کرد.مسئله ی دیگر این بود که حدود 11هفته رتبه ی اول بیلبورد البوم های لاتین را داشت و دو رتبه ی اول در امریکا(در جدول لاتین) با Ciega, Sordomuda و "Tu". هر چند که تراک اصلی البوم "Ojos Así" اشاره ای واضح به موسیقی عربی بود که او از پدرش آن را به ارث برده بود. "Dónde Están los Ladrones" هنوز تاثیر گذارترین معرف شخصیت با اراده اوست. تجزیه و تحلیل شخصیت او ،او را در میان طرفداران زن او به چهره ای محبوب تر تبدیل می کند. زمانی که گلوریا استفان پیشنهاد داد تا "Ojos Así"را به انگلیسی ترجمه کند ، شکیرا تصمیم گرفت تا برای داشتن کنترل کامل بر روی کارهایش زبان انگلیسی را به خوبی یاد بگیرد تا بتواند خودش آنها را بنویسد. در این زمان او صحنه را برای اجرایی در " MTV Unplugged" که اولین کانال به زبان اسپانیایی بود اماده کرد. " MTV Unplugged" به عنوان یک البوم درسال 2000 منتشر شد و برای دو هفته در صدر جدول لاتین قرار داشت و این سومین آلبوم او بود که به فروشی بیش از 300000 هزار کپی دست یافت و همچنین برنده ی جایزه ی Grammy به عنوان بهترین آلبوم پاپ گردید. در افتتاحیه ی مراسم انتخاب بهترین های موسیقی Grammy سال 2000 او به عنوان بهترین خواننده ی زن پاپ به خاطر : ("Ojos Así") و بهترین خواننده زن راك به خاطر : ("Octavo Dia") انتخاب شد. شکیرا موهای بلند قهوه ای اش را، بلوند رنگ می کرد،عاشق Antonio de la Rua (پسر رییس جمهور سابق آرژانتین ) بود . او پس از مدتی بر روی اولین آلبوم خود به زبان انگلیسی با نام "Laundry Service "شروع به کار کرد."هرگاه ،هرزمان" آلبوم بعدی او بود که دراواخر سال 2001 منتشر شد و او را در زبان انگلیسی نیز به یک ستاره تبدیل کرد."Laundry Service"در جدول پاپ امریکا در جای سوم و "هر گاه ،هرزمان"نیز در بین ده آهنگ برتر قرار داشت.آلبوم بعدی او در بین ده آلبوم برتر و در مکان نهم قرار داشت.کمتر از یک سال پس از انتشار ان "Laundry Service "سه برابر 300000 نسخه به فروش رسیده بود.بازبینیها از "Laundry Service " آن را به بخش های تاثیرگذارترانه های شکیرا به زبان انگلیسی تقسیم کرد اما تقریبا تمام آن ها مطابق تصورات ذهنی او بودند. تور مسافرتی گسترده برای ساپورت "Laundry Service "وقفه ای طولانی برای خواننده ایجاد کرد بنا بر این مجموعه ی ریمیکس Laundry Service: Washed and Dried و آلبوم (Live & Off the Record) (كه در واقع ضبط شده ی اجرای زنده بود) او به جای آلبومی جدید منتشر شد.شکیرا به زودی شروع به نوشتن آلبوم بعدی خود کرد و خیلی زود 60 آهنگ آماده کرده بود که بعضی به زبان انگلیسی و بعضی به زبان اسپانیایی بودند. بیست آهنگ برای دو آلبوم مختلف انتخاب شدند.هر دو این آلبوم ها در سال 2005منتشر شدند و هر دو جز ده کار برتر بودند. آلبوم"فیجکشن اورال" که به زبان اسپانیایی بود در ماه ژوئن در جایگاه چهارم و آلبوم "اورال فیکسیشن" که در ماه نوامبر منتشر شد در جایگاه پنجم قرار داشت. زمانی که فروش "اورال فیکسیشن" در سال 2006 رو به رکود گذاشت اهنگ "Hip Don't Lie" که اخیرا ضبط شده بود در بیلبورد آهنگ های برتر ژوئن قرار گرفت و یکی از موفقیت های بزرگ شکیرا را برای او به ارمغان اورد.

+ نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 و ساعت 19:49 |


Powered By
BLOGFA.COM